#ارباب_کیم ♣️

#ارباب_کیم ♣️

#پارت_59

ــ بیا سوار ماشین شو تا بریم جین توهم تمام بادیگارد هارو بیار چون خطر تحدید مون می‌کنه.
با میا سمت عمارت یوجین رفتیم یوجین که فهمیده بود اومدم دنبال ا/ت اون رو از اونجا برد.

ویو ا/ت

تو اتاق نشسته بودم که یوجین اومد دستمو گرفت و برد سمت ماشین و روشنش کرد و راه افتاد.

+داری کجا میری؟

یوجین:خفه شو

+به ماشین های پشت سرم نگاه کردم کلی ماشین بود توی ماشین اولی تهیونگ‌ نشسته بود و با سرعت میروند.

+بزن کنار
گفتم بزن کنار

یوجین:ساکت شو

+با ماشین رسیدیم به یه صخره از ماشین پیاده شد و دستمو گرفت و برد لبه صخره چیه تفنگ گذاشت روسرم که تهیونگ و بادیگارداش اومدن.

یوجین:یه قدم دیگه بیاید میکشمش‌.
سلاح هاتون رو بندازید.

ــ همتون سلاح هاتون رو بندازید.

جین:اما

ــ مگه نشنیدیید چی گفتم.

لطفاً ولش کن
ازت خواهش میکنم.

یوجین:عمرن اگه من بخوام بمیرم باید این کوچولو هم با من بمیره.

+یوجین داشت بلند می‌خندید که پامو زدم رو پاش و از زیر دستش درومدم و افتادم زمین.
خواستم برم عقب که.

یوجین:بری عقب خودم این گلوله رو تو سرت خالی میکنم.

+خواست بهم شلیک کنه که جین بهش شلیک کرد و یوجین از صخره افتاده پایین.

نمیتونستم خودمو تکون بدم و آخرین چیز صدای داد تهیونگ رو شنیدم و بعد سیاهی........................

ادامه دارد...‌‌.....................♣️
دیدگاه ها (۴)

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت ششم | «پسری که هیچ‌کس بهش نزدیک نمی...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 3 | یک میز مشترکزنگ پایان کلاس که خورد، ا/ت تق...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

ریاکشن

پارت ۳۵ بعد از شام، جین‌وو روی مبل لم داده بود و مشغول کار ب...

میبخشی پارت ۴

سناریو سائه پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط