اربابکیم
#ارباب_کیم ♣️
#پارت_61
ــ منظورت چیه؟
+منظورم اینه که دیگه نمیخوام حتی یه لحظه ببینمت.
ــ ا/ت میدو...........
+لطفاً از اتاق برو بیرون.
ــ ا/ت.......
+اگه نری پرستارو خبر میکنم.
تهیونگ چیزی نگفت و با قیافه گرفته ای از اتاق بیرون رفت.
خودمم دوست نداشتم همچین چیزی بهش بگم ولی منم آدمم.
دو روزی میشد که تو بیمارستانم دکتر گفته بود بخواطر بچم باید یه سه روزی وایسم بیمارستان.
شب شده بود و میخواستم بخوابم که چشمم به تهیونگ افتاد تو این چند شب اصلا نمی خوابید و همش توی بیمارستان بود زیر چشماش گود افتاده بود وروی صندلی خواب رفته بود.
از روتخت بلند شدم و سرمم رو تو دستم گرفتم و به سمت تهیونگ رفتم.
+ته
ته
ــ بله چی شده چرا اینجوری اومدی اینجا؟
+هیس
دستشو گرفتم.
و بردمش توی اتاق.
+برو رو تخت بخواب
ــ تو چی؟
+خودمم میام
تهیونگ رو تخت دراز کشید و منم پشت به اون خوابیدم.
صبح با احساس نوازش صورتم بیدار شدم.
آروم پلکامو باز کردم و دیدم که تهیونگ داره صورتمو نوازش میکنه و تو صورتش یه چیزی حالت بغض داره.
+تهیونگ
ــ جانم
+خوبی چرا صورتت اینجوریه؟
ــ منو میبخشی؟
اگه منو ببخشی دیگه هیچ وقت صورتم اینجوری نمیشه.
ادامه دارد..................♣️
#پارت_61
ــ منظورت چیه؟
+منظورم اینه که دیگه نمیخوام حتی یه لحظه ببینمت.
ــ ا/ت میدو...........
+لطفاً از اتاق برو بیرون.
ــ ا/ت.......
+اگه نری پرستارو خبر میکنم.
تهیونگ چیزی نگفت و با قیافه گرفته ای از اتاق بیرون رفت.
خودمم دوست نداشتم همچین چیزی بهش بگم ولی منم آدمم.
دو روزی میشد که تو بیمارستانم دکتر گفته بود بخواطر بچم باید یه سه روزی وایسم بیمارستان.
شب شده بود و میخواستم بخوابم که چشمم به تهیونگ افتاد تو این چند شب اصلا نمی خوابید و همش توی بیمارستان بود زیر چشماش گود افتاده بود وروی صندلی خواب رفته بود.
از روتخت بلند شدم و سرمم رو تو دستم گرفتم و به سمت تهیونگ رفتم.
+ته
ته
ــ بله چی شده چرا اینجوری اومدی اینجا؟
+هیس
دستشو گرفتم.
و بردمش توی اتاق.
+برو رو تخت بخواب
ــ تو چی؟
+خودمم میام
تهیونگ رو تخت دراز کشید و منم پشت به اون خوابیدم.
صبح با احساس نوازش صورتم بیدار شدم.
آروم پلکامو باز کردم و دیدم که تهیونگ داره صورتمو نوازش میکنه و تو صورتش یه چیزی حالت بغض داره.
+تهیونگ
ــ جانم
+خوبی چرا صورتت اینجوریه؟
ــ منو میبخشی؟
اگه منو ببخشی دیگه هیچ وقت صورتم اینجوری نمیشه.
ادامه دارد..................♣️
- ۵.۱k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط