{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن رفیقم حامله بود . یه روز رفتم پیش رفیقم دیدم پکره ! بش

زن رفیقم حامله بود . یه روز رفتم پیش رفیقم دیدم پکره ! بش گفتم چته ؟
گفت جواب سونوگرافی زنم اومده !
گفتم : خب ؟
گفت : بچه دختره
گفتم : این که ناراحتی نداره
گفت : دختر اینجا دردسره
گفتم : چرا ؟
گفت : حالا امنیت نداره و یه روزی یکی دلشو میشکونه و اینا به کنار !
.
.
.
ولی پارک دوبلوشو چیکار کنم ؟
منم زدم زیر گریه و گفتم : اشکال نداره داداش خدا بزرگه
دیدگاه ها (۶)

اینو هم خودم گرفتم

|:

بادقت بخون وهرجمله رو توذهنت تصوركن:يه فلج قطع نخاعى از خواب...

کدوم ماهی؟ فروردین: خوشگل اما بی مرام ساده ...

P5 .PRISON. MAFIA.

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

پارت 6............

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸ات: ببین یا قبول میکنی به من کمک کنی یا سرنوشت عین باد...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

پارت ۳ ویو جیمین حرفاش مثل تیری توی قلبم فرو می‌رفت من اینقد...

وقتی تولدت رو فراموش میکنه P²نشست کنار تهیونگ*خوب نگفتید چرا...

شاهزاده دوست داشتنی من

پارت 9.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط