رسیدی به مهمونی همه اونجا بودن از کله گندها مخصوصا و تیپ

رسیدی به مهمونی همه اونجا بودن از کله گندها مخصوصا و تیپ تو همه رو به خودش جذب می کرد وقتی رسیدی از ماشین بنز مشکی مات همه نگاها روت بود و که چشمی می چرخونی.
جیمین : این ات هست؟؟( توی دلش )
جیمین انقدر غرفه شده بود که هرچی هوبی صداش میزد متوجه نمی شد بعد از 1 دقیقه از دنیای خیال بیرون اومد و خوبی معذرت خواهی کرد.
جیمین : هوبی هیونگ ببخشید حواسم نبود( بچم چقدر با ادب 🤧🤧)
هوبی : هنوز دوسش داری؟؟
جیمین : ا... اره خیلی زیاد هنوز توی فکرشم
ذهن جیمین؛ انقدر به فکرشم که شبا با لبخنداش خوابم میبره برای او صدای دلنشین برای مشاوره هایی که بهم میداد موقعی که ناراحت بودم کسی نبود ولی اون همیشه کنارم بود کاش می برگردم به اون زمان و خطام رو جبران کنم دیگه همچین کاری نکنم
هوبی وقتی چهره ی جیمین رو دید اینجوری برگشت به جیمین گفت
هوبی : من می تونم کاری برات بکنم البته باید به اعضا بگیم و کمک بخوایم ازشون
جیمین : ممنون هوبی هیونگ نمی دونم چجوری جبران کنم( 🤧🌸)
هوبی : تو حالت خوب باشه برای من جبران میشه
از دید ات
موقع رقص میشه و میبینم لیسا هی از خوشحالی داره غش میکنه میپرسی
ات: لیسا حالت خوبه چت شده؟؟
لیسا : ات اون و ببین اون چانگبین اون یکی از سهام دار های بزرگه که اسم شرکتش chb ( نمیدونم این اسم از کجا به ذهنم رسید ولی خب به هر حال 🤦‍♀️🤦‍♀️)
بعد دور و برات و دیدی جیمین داره میاد سمتت .........
ببخشید دیر شد 🙏🙏🙏
دیدگاه ها (۱)

دیدی جیمین داره میاد سمتت اومد سمتت و پیش خودت گفتی چقدر تغی...

از جیمین جدا شدی و دیدی جیمین داره جوش میاره و عصبیه کمی عذا...

بعد از چند سال تو یه شرکت بزرگ زده بودی و دیگه با لیسا زندگی...

از کدوم از اعضا بنویسم❓❓💢💢

پارت ۴۹ویو صبح ات: جیمین..... درد..... جیمین: عوممم چی شوده ...

جیمین فیک زندگی پارت ۸۲# جیمین : چرا انقدر ذوق داری بریم خون...

ببخشید میخواستم تو یه پارت بنویسمش ولی زیاد بود مجبور شدم دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط