{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

#پارت283



نگاهی به قیافه م انداخت و بعد زد زیر خنده و گفت : اووه پس هنوز بچه ایی بزرگ شده ایی میفهمی !!

گیج نگاهش کردم که زد رو گونه م و چشمکی زد : تو فکرش نرو

لبامو دادم جلو که اخمی کرد : اااا اونا رو نده جلو که میخورمشوناااا


فوری لبامو به حالت عادی برگردوندم که قهقه ش هوا رفت ...

بیشعوری نثارش کردم ونگاهمو دوختم به بیرون اونم با یه اهوم خندشو خورد و جوری که هنوز اثار خنده تو صداش موج میزد گفت :

مهسا !!

جوابشو ندادم که این دفعه ملایم تر از قبل صدام کرد ... اخ که شنیدن اسمم از زبونش چقدر دل نشین بود ناخداگاه به طرفش برگشتم

و گفتم : جانم !!

لبخندی زد : قهر نکن ، هر اتفاق یا سوتفاهمی که پیش اومده بود فراموش کن از این به بعد فقط به اینده فکر کنیم

مکثی کرد : منو تو باهم ایندمونو باهم میسازیم !

نخوندی خندیدم : اونم چه اینده ایی شه !!

چشمکی زد و گفت : خب کجا بریم ؟!

دستامو بهم کوبیدم : بریم برف بازی

خندید و سری به نشونه تاسف تکون داد و ماشین رو روشن کرد و حرکت کرد ...

خیلی جالبه تا همین نیم ساعت پیش میگفتم کاش میشد با ارش برم برف بازی ، فکر میکردم غیر ممکنه !!

فکر میکردم ارش ماله یکی دیگه ست ولی کامل اشتباه میکردم ... از خوشحالی نیشم تا بنا گوش باز بود
دیدگاه ها (۱)

#پارت284روز عالی بود با ارش کلی برف بازی کردیم ... خاطره خوب...

#پارت285با فکر اینکه مهسا الان تو ماشینه اخم غلیظی رو پیشونی...

#پارت۲۸۲نگاهمو دوختم به چشمامش تو عمق نگاهش غرق شدم اونم همب...

#پارت281شونه ایی بالا انداختم : من هیچ فکر نمیکنمسرشو نزدیک ...

P58 خونه‌ی ات بودیم.کوک لم داده بود رو مبل، پاهاش دراز، یه س...

قلب سنگی

پارت سوم+جدی...یعنی رفتارش چجوری بود؟-مهربون بود...خیلیم کیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط