{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمان مرا به چشم هایش گره زد بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد

چشمان مرا به چشم هایش گره زد بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد او رفت ولی نه طبق قانون وداع یکبار فقط به شیشه ی پنجره زد
دیدگاه ها (۲)

دلت که گرفته باشد شادترین آهنگ ها روضه خوانی می کنند شلوغ تر...

ﻏﺮﯾﺒــــﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻫـﯿﭻ ﺩﻭﺳـــــــﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﮔـﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺩﻭ ﺳ...

عجب وفایی داره این دلتنگی ! تنهاش که میذاری میری تو جمع و کل...

سال ها دویده ام … با قلبی معلق و پایی در هوا دیگر طاقت رویاه...

نام رمان : مرا به رنگ آبی دربیاور ژانر : عاشقانه تعداد پارت ...

راز خون پارت سوم

قلبی در قلمرو دشمن — پارت یازده | «صبحِ فراموش‌نشدنی»نور کم‌...

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

سایه‌های کلاغ پارت چهل‌ودوم | آخرین کلاغیک سال بعد...دیگر خب...

زیاد استقبال نمیشه متاسفانه پارت سه

( last minute )

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شد؟PT:1میا هر شب دقیقاً ساعت سه و هفد...

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط