#ارباب_کیم ♣️

#ارباب_کیم ♣️

#پارت_62

+چیزی نگفتم

ــ حداقل بخواطر بچمون.

+نمی‌دونم

ــ ا/ت بهت قول میدم که هیچ وقت ولت نکنم قول میدم.

+ب باشه

ــ واقعاً ؟

+آهوم

ــ من میرم کارای مرخصیتو انجام بدم زود میام.

+باشه
تهیونگ رفت کارای مرخصیمو انجام بده و بعد جین و میا اومدن پیشم.
با کمک میا لباسام رو عوض کردم.
و بعد از چند مین تهیونگ اومد.

ــ بریم

+آره بریم

ویو رسیدن به عمارت
+تهیونگ همش دستمو می‌گرفت که نیفتم.

+تهیونگاااا

ــ هوم

+من فقط دو ماهمه اونقدرام سنگین نیستم که همش مواظبمی.

ــ آخه میترسم کوچولوم چیزیش بشه.

+چیزیش نمیشه.
باهم رفتیم و توی اتاق روی تخت نشستیم.

+یونا هم توی این اتاق اومده؟

ــ نه

+چطوری مگه نمی خواستین ازدواج کنید؟

ــ ولی نیاوردمش توی این اتاق.

+اون وقت چرا؟

ــ چون خاطرات تو توش بود.

+ آهوم
راستی چه بلایی سر یونا اومد؟

ــ خودشو پدر و مادرش رو انداختم اتاق شکنجه.
و دیروز چه یه سری اومدن عمارت دیدم که خودکشی کرده.

+خودکشی؟

ــ آره

+یعنی الان مرده؟

ــ آهوم
راستی یه خبر خوب برات دارم.

+چه خبری؟

ــ اینکه................

ادامه دارد..................♣️
دیدگاه ها (۹)

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

فیک تهیونگ

Part "71"☆ویو هانا☆از شدت تعجب و حس تنفری که از حرف‌های ماری...

رمان عشق و انتقام

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 47[راوی]جمعه با...

THE FIRST KISSPART: 5تهیونگ: میتونم عشقتو به خودم حس کنم تو...

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟐 ⊹˚₊𐙚🎀💗 ویو آت | تماس تصویری با جیا ...

KIM V

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۹۸ویو راوی نورا ن...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط