{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ششم ارباب مافیایی

پارت ششم ارباب مافیایی 🖤🔗
شروع∅∅∅∅∅
مرده : نه کر نبودم منتظرتم تو بار همیشگی
جین: اوک
جین:, نایاا نایااااااااااااااااااااااااااااااااا
نایا: بلع ارباب
جین بیا اتاقم
نایا: چشم .
جین: نشستم روی میز کامپیوتر رو روشن کردم بدش رفتم توی لباس های مجلسی فوری
جین: بیا ی لباس انتخاب کن
نایا: چشم
نایا: خب این
جین: رو پام بشین
نایا:, نه ارباب انجور..
نایا ویو
تا رفتم بگم اینجوری جین پرتم کرد روی تخت دیدم امدبالا سرم خیمه زد گفت
جین: وقتی ی حرفی رو میزنم نباید بگی نه نمیخوام چرا فهمیدی یا جور دیگه به فهمونمت؟
نایا: نه نه فهمیدم
جین:, خوبه
جین:, رفتم باز روی میز نشستم گفتم بیا روی پام بشین
نایا: چشم
جین : کدم لباسو میخواهی بخر
نایا: نه من لباس نمیخوا..
نایا: تا رفتم بگم من لباس نمیخوام جین با ی قیافه عصبی بهم نگا کرر
نایا: نه حالا که فکر میکنم خیلیم لباس لازمه
جین : آفرین
نایا: این لباس خوبه
جین: نع
نایا: مگه نگفتین من انتخاب کنم ؟
جین ارع
نا یا :, خب بزار من انتخاب کنم
جین: باش
( لباس نایا اسلاید دوم)
لباسو بد از ۲ ساعت آوردن پوشیدم اما دستم به زیپش نمی‌خرد
جین: داری چی کار میکنی پارش کردی
نایا:, خب دستم نمی‌رسید
جین : منو صدا میزدی😈
نایا: خب الان میشه ببندین
جین: باش
جین:, داشتم لباسشو میبستم که چشمم به بدن سفیدش خورد واقعا بدنش ادمو تحریک میکرد
نایا: بستین
جین: ها اره اره
نایا: ممنون
جین خواهش
رفتیم بار
کلی آدم اونجا بودن
وسط راه جین همه چی رو بهم گفت گفتش که من باید نقش نامزدشو باز کنم من می‌دونم که جین مافیا هستش و همین
مرده: سلام جین
مرده: سلا خانم ( با دست)
جین: س ( سلامش بود)
نایا: سلام خواستم دست بدم که جین دستمو کشید
رفتیم نشستیم که برامون
دیدگاه ها (۱۷)

پارت هفتم رمان ارباب مافیاییشرط ۲۸ تا لایک و ۱۳ تا کامنت بوص...

پارت هشتم رمان ارباب مافیایی شرط ۲۲ تا لایک ۱۵ تا کامنتتتتت ...

پارت پنجم ارباب مافیایی🖤🔗شروع∅∅∅∅∅اجوما ویورفتم دوربین.رو ب...

رمان پارت چهارم ارباب مافیایی 🖤🔗شروع∅∅∅∅∅∅نایا ویو رفتم توی ...

part ۹تهیونگ رفت منم رفتم سرکارم ساعت های ۷بود کارم تموم شد ...

part:6name: عشق و جداییویو بورا همون طور که اون مرده گفت دنب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط