{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته بود روی سکو

نشسته بود روی سکو
...نگاهش
تا بلندای باور دست هایی پرواز می کرد
که سنگینی غربت آغوشی را
به دوش می کشید

در آشفتگی خیالش
بوسه سرخی از غنچه گلی می چید
که آن سوی پارک
روی نیمکت تنهایی خود
نشسته بود
دیدگاه ها (۷)

My professorChapter:2Part:104"فلش بک"سئول| بیمارستان سورنسسه...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³²ویو میکا_____چند دقیقه...

پارت ۱۹۵

نام=)سایه مافیا### پارت چهارم: سکوتِ قبل از طوفانوقتی لیها و...

برادر ناتنی

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟻| چرا ناراحتی؟صبح روز بعد، حیاط دانشگاه شلوغ‌تر ...

dark life = 39

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸³نگاهم ناخودآگاه دنبال نفر چهارم گشت.ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط