{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌼گیسوی شب🌼 #پارت شصت وشیش ....

🌼گیسوی شب🌼 #پارت شصت وشیش ....



پوچشون رفتن با آدم ها اشتباه آشنا شدن وحالا به بن بست خوردن وبعدم برمیگردن طرف آدم های ساده ای که قبلا حاضر بودن برای خوشبختیش هر کاری بکنن ...ولی اشتباه بزرگشون تاوان داره ....برو به زندگی ات برس من دلم هرزه نیس ...شاید مجرد بودی می تونستم ببخشمت ...ولی دیگه الان برام هیچ ارزشی نداری ...و مقصر خودتی..‌ولی از من به تو نصیحت هرگز پشت نکن به همسرت اونو دیگه برای خودت نگه دار ...
لال شده بود آروم گفتم : دیگه بهم زنگ نزن فروغ ...خداحافظ
آروم گفت : آریا ..‌..
توجه نکزدم وگوشی رو قطع کردم برگشتم دیدم گلین پشت سرمه لبخندی زدوگفت : قهوه ات یخ کرد
- مرسی
فنجون رو ازش گرفتم با من من گفت : اوممم...فضولی نیس اگه یه سوال بپرسم
نگاش کردم وگفتم : بپرس
لبخند زدوگفت : راستش حرفات رو شنیدم ...
- خوب
اخم کردم لبشو گزید وگفت : هیچی ...
با عجله از اتاق رفت بیرون توجه نکردم ونشستم رو مبل راحتی ام ومشغول خوردن قهوه شدم انصافا از قهوه های مامان بهتر بود
**************************************************


گیسو :
ازطاقت می رفتم تا دو هفته ای دیگه که گچ پام رو در بیارن خدا رو شکر دیگه می تونستم با عصا راه برم ولی گاهی وقت ها درد کمرم اذیتم می کرد ولی دیگه تحمل نداشتم وسطای بهمن بود وهوا بدجوری سرد بود دلم میخواست برم تو حیاط ولی خیلی کم پیش میومد رنگ آفتاب رو ببینیم
بی خیال هوای سرد شدم ویواشکی از دست مامان جیم شدم ورفتم تو حیاط واقعا هوا سرد بود مخصوصا برای منی که همیشه لباس کم می پوشیدم ومثله همیشه لباسم کوتاه وبخاطر پامم مجبور بودم شلوارک بپوشم به خودم خندیدم ونشستم روی سکوی سرد
نمی دونم هر کسی جای من بود چیکار می کرد ولی دیگه تحمل خونه رو نداشتم ودلم هوای بیرون رو میخواست
- گیسو چرا تو این هوا اومدی بیرون
خندیدم ومامان رو نگاه کردم وگفتم : باور کن پوسیدم تو خونه مامان
مامان با اخم نگام کرد وگفت : حداقل رو زمین سرد نمی نشستی
- یکم سرده
یه پتوی کوچلو تا کردآورد گذاشت روی سکووگفت : رو این بنشین سرده سرما میخوری
- چشم
- سلام
سرمو بلند کردم نگاش کردم انقده خوش پوش وناز شده بود مات ومبهوت نگاش می کردم یه شلوار مشکی وپیرهن مشکی وکت سفید موهاشم خیلی قشنگ حالت داده بود
- بیا اینجا بنشین ...گیسو
نگاهم رواز آریا گرفتم مامان نگاش کرد وگفت : جایی میرم پسرم
آریا لبخند کمرنگی زد وگفت : بله میرم خونه یکی از همکارام ...بعدمنو نگاه کرد وگفت : بهتری
سرمو به نشونه ای خوبم تکون دادم لبخندش بیشتر شد وگفت : توداین هوای سرد میخوای بیرون بنشینی سرده
- خوبه
دیدگاه ها (۲)

🌼گیسوی شب🌼# پارت شصت وهفت..گیسو : - خوبه مامان : کی حرف گوش ...

🌼گیسوی شب🌼# پارت شصت وهشت..یاشار:طبق معمول باز این یاشین پیر...

🌼گیسوی شب🌼# پارت شصت وپنج ....آریا : گلین رو نگاه کردم وگفتم...

🌼گیسوی شب🌼# پارت شصت وچهار...آریا : آلبوم رو باز کردم واز هم...

Help me

" تو سرنوشت منی "پارت ۱۶ویو النا منم که غرق خونه بودم سرمو ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط