{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌼گیسوی شب🌼

🌼گیسوی شب🌼
# پارت شصت وهفت..


گیسو :
- خوبه
مامان : کی حرف گوش داده بار دومش باشه
آریا : بچه اس زن عمو بزرگ میشه بهتر میشه
با اخم نگاش کردم با همون لبخند گفت : فعلا با اجازه اتون
مامان : برو بسلامت پسرم
با حسرت نگاش کردم مامان غر می زد ومی رفت طرف پله ها با بغض سرمو پایین انداختم تا کی باید این حسم رو قایم می کردم نظر آریا در مورد من چی بود مثله بچه ها باهام رفتار می کرد اصلا آریا به خانم ها کشش داشت ؟!
- سلام آبجی خوشگلم چرا تو سرما نشستی...گیسو ...
نمی دونم کی اشکم سرازیر شده بود که گلین با ترس جلوم زانو زد وگفت : خوبی ؟ ...گیسو درد داری آبجی ....
- چیزی شده
صداش تو گوشم پیچید فکر کنم اشتباه شنیدم اشک هام دست خودم نبود
گلین : نمی دونم چش شده همش داره بی صدا اشک می ریزه
خم شد وگفت : درد داری گیسو
جوابش رو ندادم فقط اشک می ریختم آریا وگلین متعجب نگاهم می کردن
آریا متعجب گفت : تو که تا الان خوب بودی چت شد یهو ...چیزی شده گلین
گلین : منم نمی دونم
اشک هام رو پاک کردم وآروم شدم
گلین : بیا بریم تو ...
کمک کرد بلند شدم آریا زودتر از ما رفت تو خونه دلم گرفت ولال شدم به اسرار خودم گلین کمک کرد ورفتم بالا تو اتاقم رو تخت دراز کشیدم سردم شده بود ومی لرزیدم گلین رفت ومامان رو صدا زدمامان اومد وگلین لحافم رو انداخت روم مامان داشت دعوام می کرد چرا رفتم تو سرما به حرفاش توجه نکردم لرزیدن منواز سرما نبود لرزیدن من از سردی رفتار یه مرد سنگ دل بود که متوجه نگاهم نمی شد که با چه شور وعلاقه ای نگاش می کردم وراحت ازنگاهم می گذشت کم کم حالم بهتر شد وبا مسکنی که مامان داد آروم گرفتم وکم کم خوابم برد ولی چرا آریا برگشت؟!!!!
دیدگاه ها (۱)

🌼گیسوی شب🌼# پارت شصت وهشت..یاشار:طبق معمول باز این یاشین پیر...

🌼گیسوی شب🌼# پارت شصت ونه..یاشار:پوفی کرد وگفت : خودم هنوز شو...

🌼گیسوی شب🌼 #پارت شصت وشیش .... پوچشون رفتن با آدم ها اشتباه ...

🌼گیسوی شب🌼# پارت شصت وپنج ....آریا : گلین رو نگاه کردم وگفتم...

part11 اینجا داستان از «خطر» میره به «فرو ریختن و احساس واقع...

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ²⁶ویو جونکوک___چند ثانیه دیگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط