{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرزن ازصدای خروپف هر شب پیرمرد شکایت داشت،پیرمرد هرگزنمی

پیرزن ازصدای خروپف هر شب پیرمرد شکایت داشت،پیرمرد هرگزنمی پذیرفت.
شبی پیرزن آن صدا را ضبط کرد که صبح حرفش را ثابت کند . اما صبح پیرمرد دیگر هرگز بیدار نشد و آن صدای ضبط شده لالایی هرشب پیرزن شد ... قدر لحظات هر چند سخت کنار هم بودن رو بدانیم .
دیدگاه ها (۲)

پارت اول | میزِ کنار پنجرهصدای زنگ کوچکی که بالای در کافه بو...

🔴 حکایت پند آموز (‍عاقبت رباخواري)آقا سید مهدی کشفی که از یا...

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۱۲ | «جایی که قلب انتخ...

پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....

RESPECT OR DIE : پارت سوم قدم‌هایی آرام از پشت سرش نزدیک شد....

و خلأ، آغازِ همه‌چیز است؛از همان‌جایی که آدمدیگر چیزی برای ا...

p13صبح روز بعد، هنوز هوا تاریک بود.عمارت در سکوت فرو رفته بو...

💜 وقتی عضو هشتم BTS بودی 💜(درخواستی)نورهای بنفش تمام سالن رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط