من آمده ام فاتح دنیای تو باشم
من آمده ام فاتح دنیای تو باشم
تا گام نخستین به بلندای تو باشم
.
تو قله ی برفی و نفس گیر تر از مرگ
می خواهم از این دامنه هم پای تو باشم
.
با من؛ که تو آغوش اگر واکنی امروز
مصلوب شوم بر تو؛ مسیحای تو باشم
.
با شاعر در بند جنون تو گرفتار
می سوزم و می سازم اگر جای تو باشم
.
خورشیدَمی و عادت هر روزه ام این است؛
یک پنجره مبهوت تماشای تو باشم
تا گام نخستین به بلندای تو باشم
.
تو قله ی برفی و نفس گیر تر از مرگ
می خواهم از این دامنه هم پای تو باشم
.
با من؛ که تو آغوش اگر واکنی امروز
مصلوب شوم بر تو؛ مسیحای تو باشم
.
با شاعر در بند جنون تو گرفتار
می سوزم و می سازم اگر جای تو باشم
.
خورشیدَمی و عادت هر روزه ام این است؛
یک پنجره مبهوت تماشای تو باشم
- ۱.۸k
- ۱۶ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط