𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧
𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧
𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 ¹
𝐩𝐚𝐫𝐭 ³⁶
هیننننننننننننن....!
مامان.... بابا...اونا
نه!
امکان نداره...اونا گرگینه نشدن...نه
« من هیچی نمیدونم .... اما هر چیزی که شنیدی با احتمال زیاد درست باشه....احتمالا اونا مثل یه گرگینه زندن »
زنده ؟
گرگینه ؟
« کایرا : ببین....وقتی یه گرگینه دیپی میخواد میخواد یه انسان رو به گرگینه یا بهتره بگم برده خودش تبدیل کنه اول میره شکمش رو پا*ره میکنه....بعدش با خودش به قلمرو میبره و بهش یه اکسیر....که اسمشم نمیدونم میده »
فکر کنم دیگه باید این واقعیت رو قبول کنم
اونا گرگینه شدن و هر روز روح های خاصی رو برای پادشاهشون شکار میکنن تا حکومتشون قدرتمندتر شه
چیزی که الان خیلی ذهنمو درگیر کرده اینه که .... الان اونا شب و روز دنبال من میگردن تا به پادشاهشون قدرت ببخشن
هه..
الان اونا نمیدونن روحی که ۱۴ سال دنبالش میگردن در وجود منه....در وجود تنها دخترشون .....؟ معلومه که نمیدونن
با احتمال زیاد الان حتی همدیگرو نمیشناسن... با احتمال زیاد الان اونا نمیدونن که زن و شوهر واقعی همن
چه دردناک...
برای اونا نه .... برای من
فکر کردن به اینا برام دردناک بود...این که ۱۴ سال فقط برای انتقام مرگشون این همه تلاش کردم
الان باید چیکار کنم ؟
از این مدرسه برم ؟
معلومه که نه
اگه برم گرگینه ها پیدام میکنن و دنیا برده اونا میشه
ادامه دارد...
شرط : ۲۵ بازنشر
𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 ¹
𝐩𝐚𝐫𝐭 ³⁶
هیننننننننننننن....!
مامان.... بابا...اونا
نه!
امکان نداره...اونا گرگینه نشدن...نه
« من هیچی نمیدونم .... اما هر چیزی که شنیدی با احتمال زیاد درست باشه....احتمالا اونا مثل یه گرگینه زندن »
زنده ؟
گرگینه ؟
« کایرا : ببین....وقتی یه گرگینه دیپی میخواد میخواد یه انسان رو به گرگینه یا بهتره بگم برده خودش تبدیل کنه اول میره شکمش رو پا*ره میکنه....بعدش با خودش به قلمرو میبره و بهش یه اکسیر....که اسمشم نمیدونم میده »
فکر کنم دیگه باید این واقعیت رو قبول کنم
اونا گرگینه شدن و هر روز روح های خاصی رو برای پادشاهشون شکار میکنن تا حکومتشون قدرتمندتر شه
چیزی که الان خیلی ذهنمو درگیر کرده اینه که .... الان اونا شب و روز دنبال من میگردن تا به پادشاهشون قدرت ببخشن
هه..
الان اونا نمیدونن روحی که ۱۴ سال دنبالش میگردن در وجود منه....در وجود تنها دخترشون .....؟ معلومه که نمیدونن
با احتمال زیاد الان حتی همدیگرو نمیشناسن... با احتمال زیاد الان اونا نمیدونن که زن و شوهر واقعی همن
چه دردناک...
برای اونا نه .... برای من
فکر کردن به اینا برام دردناک بود...این که ۱۴ سال فقط برای انتقام مرگشون این همه تلاش کردم
الان باید چیکار کنم ؟
از این مدرسه برم ؟
معلومه که نه
اگه برم گرگینه ها پیدام میکنن و دنیا برده اونا میشه
ادامه دارد...
شرط : ۲۵ بازنشر
- ۳۷۱
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط