اسم آیا نفرت ماندگار خواهد بود
اسم = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟
پارت ۴۵
(ویو نیلسو )= بعد از خوردن صبحونه رفتم حموم و یه دوشی درست حسابی گرفتم بدنم یکم کوفته و خسته بود که فک کنم برای دیشب بود.....
دلمم یکم درد داشت که بعد مسکن آروم شد .....
موهامو خشک کردم و کراپ ، شورتکی تن کردم....
داشتم موهامو دم اسبی میبستم که گوشیم زنگ خورد
نگاهی کردم که با اسم مامان رو به رو شدم و سریع جواب دادم....
+جانم؟
_سلام دخترکم خوبی؟
+خوبم تو خوبی مامان....
_خوبم دخترم امشب میاین خونه ی آقای جئون؟
+اره فکرکنم جونگ کوک گفت بهم....
_خوبه پس.....دخترم عمه شدنت هم مبارک....
+مرسی...ها چیییی؟میدونی مگه؟
خنده ای از پشت تلفن کرد
_آره اول صبح آمدن اینجا گفتن بهمون....هزار ماشالله قرار نبود نزدیک هم شن که برسه بچه....ایشالا بعدی تو و داماد
+مامان زشته......خب پس فعلا مامان کاری نداری؟
_نه عزیزم
قطع کردم و گوشی روی میز پرت کردم صدای جونگ کوک از پایین به گوشم رسید
_بیا پایین ناهار سفارش دادم سرد میشه....
+باشه
از اتاق خارج شدم ، به سمت میز غذا خوری رفتم.....
+چی سفارش دادی؟
_تو رو
عجب بیشعوریه.....اخمی کردم
+گاومیش.....
سرمو برگردوندم و روی صندلی نشستم ......
مرغ سوخاری با سیب زمینی سفارش داده بود....
شروع به خوردن کردیم وسطاش بودیم که گفت..
_خانومم قهره؟
خانومم بخوره تو سرت گراز گودزیلا....
+نه نیستم...
_چقدم بلدی دروغ بدی خانوم کوچولوم.....
جوابشو ندادمو چشم غره ای بارش کردم.....
بعد خوردن و اینا رفت روی مبل نشست و شروع به ور رفتن با گوشیش شد....
منم میز رو جمع کردم ، وارد اشپز خونه شدم و با چیزی که دیدم جیغ کشیدم....
_چیشد؟
+اگر نیای مادرتو به عزات میشونم....جونگ کوککک
_باز چیشده که تهدیدم میکنیخانومم؟
جیغی دوباره کشیدم....
+لعنتی سوسک اینجا نمیتونم رد شم....
صدای قهقه اش از سالن به اشپز خونه رسید
یهو جهش حرکت سوسک به سمت خودم برگشت....
خواستم جیغ بکشم که دستی جلوی دهنمو گرفت و پاشو روی و خم شد با دستمال کاغذی سوسک رو کشت.....
جونگ کوک دستشو برداشت....
_اینقدر جیغ نزن خانومه جیغ جیغو.....رو صدات حساسم.....
+چه جالب...
دیگه حرفی نزدم و به اتاق رفتم چون کمیخسته بودم خوابیدم......
شرط = ۳۰۰ لایک ، ۱۰۰ بازنشر
پارت ۴۵
(ویو نیلسو )= بعد از خوردن صبحونه رفتم حموم و یه دوشی درست حسابی گرفتم بدنم یکم کوفته و خسته بود که فک کنم برای دیشب بود.....
دلمم یکم درد داشت که بعد مسکن آروم شد .....
موهامو خشک کردم و کراپ ، شورتکی تن کردم....
داشتم موهامو دم اسبی میبستم که گوشیم زنگ خورد
نگاهی کردم که با اسم مامان رو به رو شدم و سریع جواب دادم....
+جانم؟
_سلام دخترکم خوبی؟
+خوبم تو خوبی مامان....
_خوبم دخترم امشب میاین خونه ی آقای جئون؟
+اره فکرکنم جونگ کوک گفت بهم....
_خوبه پس.....دخترم عمه شدنت هم مبارک....
+مرسی...ها چیییی؟میدونی مگه؟
خنده ای از پشت تلفن کرد
_آره اول صبح آمدن اینجا گفتن بهمون....هزار ماشالله قرار نبود نزدیک هم شن که برسه بچه....ایشالا بعدی تو و داماد
+مامان زشته......خب پس فعلا مامان کاری نداری؟
_نه عزیزم
قطع کردم و گوشی روی میز پرت کردم صدای جونگ کوک از پایین به گوشم رسید
_بیا پایین ناهار سفارش دادم سرد میشه....
+باشه
از اتاق خارج شدم ، به سمت میز غذا خوری رفتم.....
+چی سفارش دادی؟
_تو رو
عجب بیشعوریه.....اخمی کردم
+گاومیش.....
سرمو برگردوندم و روی صندلی نشستم ......
مرغ سوخاری با سیب زمینی سفارش داده بود....
شروع به خوردن کردیم وسطاش بودیم که گفت..
_خانومم قهره؟
خانومم بخوره تو سرت گراز گودزیلا....
+نه نیستم...
_چقدم بلدی دروغ بدی خانوم کوچولوم.....
جوابشو ندادمو چشم غره ای بارش کردم.....
بعد خوردن و اینا رفت روی مبل نشست و شروع به ور رفتن با گوشیش شد....
منم میز رو جمع کردم ، وارد اشپز خونه شدم و با چیزی که دیدم جیغ کشیدم....
_چیشد؟
+اگر نیای مادرتو به عزات میشونم....جونگ کوککک
_باز چیشده که تهدیدم میکنیخانومم؟
جیغی دوباره کشیدم....
+لعنتی سوسک اینجا نمیتونم رد شم....
صدای قهقه اش از سالن به اشپز خونه رسید
یهو جهش حرکت سوسک به سمت خودم برگشت....
خواستم جیغ بکشم که دستی جلوی دهنمو گرفت و پاشو روی و خم شد با دستمال کاغذی سوسک رو کشت.....
جونگ کوک دستشو برداشت....
_اینقدر جیغ نزن خانومه جیغ جیغو.....رو صدات حساسم.....
+چه جالب...
دیگه حرفی نزدم و به اتاق رفتم چون کمیخسته بودم خوابیدم......
شرط = ۳۰۰ لایک ، ۱۰۰ بازنشر
- ۳۳.۰k
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط