اسم آیا نفرت ماندگار خواهد بود
اسم = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟
پارت ۴۶
(ویو جونگ کوک )= دیگه حدودن داشت شب میشد.
نیلسو هم هنوز خواب بود تصمیم گرفتم برم بیدارش کنم، از پله ها بالا رفتم و وارد اتاق شدم.....
روی تخت دراز کشیده بود و پتویی نازک روی تنش انداخته بود ، نفس هاش آروم و منظم بود. روی تخت کنارش نشستم.دستمو نوازش وار روی موهاش حرکت دادم و بوسه ای روی سرش زدم......
_خانم کوچولو.....
+هوم....
تکون ریزی خورد و غلتی زد......
_بیدار شو دیر شد ، باید حاضر شی بریم....
مثل برق گرفته ها نشست و چشماشو به هم مالید....
+ای خدا مرگت نده جونگ کوک.....
خنده ای مردونه کردم
_ پاشو دیگه الان سه ساعت باید منتظر وایسم آماده کنی.....
+وظیفته خب...
_نیلسو
نگاهی رگبار از تهدید بهش کردم و از تخت بلند شدم و بیرون از اتاق رفتم....
(ویو نیلسو)=وقتی از اتاق رفت بیرون بلند شدم و یه سرویس رفتم دست و صورتمو شستم و بعد از عملیات به اتاق برگشتم.....
آرایش کردم ، موهامو حالت دادم و لباسمو تنم کردم...
بعد از آماده شدن به پایین رفتم جونگ کوک هم لباس تنش کرده بود و آماده بود.....
_بریم؟
سری به معنی آره تکون دادم و از خونه خارج شدیم در ماشین برام باز کرد ، و من سوار شدم و بعد هم خودش سوار شد و شروع به روندن کرد......
مدتی بعد رسیدیم و بعد از احوال پرسی و گپ و گو نشستیم همه بودن...مامان و بابا ، لنا و تهیونگ.....
سر میز شام در حال خوردن بودیم که بابا حرفی زد که همه یخ بستیم .
_واقعیتی رو میخوام بهتون اعلام کنم،جیمین بیا داخل..
جیمین کی بود؟ استاد پارک وارد خونه شد و من با بهت و مبهوت بهش زل زده بودم که بابا ادامه داد
_جیمین....برادر دو قلوی تهیونگه ، اون برادرتونه تهیونگ و نیلسو..........
شرط=۳۰۰ لایک، ۱۰۰ بازنشر
اسلاید ۲ لباس نیلسو ، ۳ آرایشش ، ۴ مدل موش
پارت ۴۶
(ویو جونگ کوک )= دیگه حدودن داشت شب میشد.
نیلسو هم هنوز خواب بود تصمیم گرفتم برم بیدارش کنم، از پله ها بالا رفتم و وارد اتاق شدم.....
روی تخت دراز کشیده بود و پتویی نازک روی تنش انداخته بود ، نفس هاش آروم و منظم بود. روی تخت کنارش نشستم.دستمو نوازش وار روی موهاش حرکت دادم و بوسه ای روی سرش زدم......
_خانم کوچولو.....
+هوم....
تکون ریزی خورد و غلتی زد......
_بیدار شو دیر شد ، باید حاضر شی بریم....
مثل برق گرفته ها نشست و چشماشو به هم مالید....
+ای خدا مرگت نده جونگ کوک.....
خنده ای مردونه کردم
_ پاشو دیگه الان سه ساعت باید منتظر وایسم آماده کنی.....
+وظیفته خب...
_نیلسو
نگاهی رگبار از تهدید بهش کردم و از تخت بلند شدم و بیرون از اتاق رفتم....
(ویو نیلسو)=وقتی از اتاق رفت بیرون بلند شدم و یه سرویس رفتم دست و صورتمو شستم و بعد از عملیات به اتاق برگشتم.....
آرایش کردم ، موهامو حالت دادم و لباسمو تنم کردم...
بعد از آماده شدن به پایین رفتم جونگ کوک هم لباس تنش کرده بود و آماده بود.....
_بریم؟
سری به معنی آره تکون دادم و از خونه خارج شدیم در ماشین برام باز کرد ، و من سوار شدم و بعد هم خودش سوار شد و شروع به روندن کرد......
مدتی بعد رسیدیم و بعد از احوال پرسی و گپ و گو نشستیم همه بودن...مامان و بابا ، لنا و تهیونگ.....
سر میز شام در حال خوردن بودیم که بابا حرفی زد که همه یخ بستیم .
_واقعیتی رو میخوام بهتون اعلام کنم،جیمین بیا داخل..
جیمین کی بود؟ استاد پارک وارد خونه شد و من با بهت و مبهوت بهش زل زده بودم که بابا ادامه داد
_جیمین....برادر دو قلوی تهیونگه ، اون برادرتونه تهیونگ و نیلسو..........
شرط=۳۰۰ لایک، ۱۰۰ بازنشر
اسلاید ۲ لباس نیلسو ، ۳ آرایشش ، ۴ مدل موش
- ۸۲.۷k
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط