مگر ای جوان فغانم به دلت اثر ندارد.
مگر ای جوان فغانم به دلت اثر ندارد.
که دلم زغصه خون شد دل توخبر ندارد
دم رفتن است قاسم به عروس خود نظر کن
که امید بازگشتن کس از این سفرندارد
مرو ای جوان به میدان که زمانه را وفانیست
دل خصم بی مروت زخدا خبر ندارد
الف قدم چو نون شد زغم وصالت امروز
چه کنم که شام هجران ز پی اش سحر ندارد
که دلم زغصه خون شد دل توخبر ندارد
دم رفتن است قاسم به عروس خود نظر کن
که امید بازگشتن کس از این سفرندارد
مرو ای جوان به میدان که زمانه را وفانیست
دل خصم بی مروت زخدا خبر ندارد
الف قدم چو نون شد زغم وصالت امروز
چه کنم که شام هجران ز پی اش سحر ندارد
- ۴۱۸
- ۱۱ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط