{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در شبِ تارم به تو دل داده بودم ماهِ من

در شبِ تارم به تو دل داده بودم ماهِ من
رفتی و بعد از تو سینه شد اسیر آهِ من

چشم هایم را سپردم پایِ تو راهش شود
سادگی کردم نفهمیدم تو بودی چاهِ من

با تو میگفتم من از رویای مردی بی نصیب
آه، خنجر خوردم از یاری که بود همراه من

غصِّه ات هر شب به وقت خواب یادم می کند
کاش دنیا روز بود از ابتدا جانکاه من

خواهشت کردم نرو، لعنت به این بخت مریض
نه! گله از تو ندارم قصّه یِ کوتاهِ من

اتِّفاقِ بین ما شد یادگاری پشتِ دست
کاش بودی ماه من یکبار تو.همراه من .
دیدگاه ها (۱)

بیا امشب بحال من تو هم ای ماه زاری کنبیا دستم به دامانت تو ه...

قلب من غم دارد امشب گریه می‌خواهد دلـــــمقلب من شمع است پر ...

بزن که سوز دل من به ساز میگوییزساز دل چه شنیدی که باز میگویی...

رمان عشق ممنوع

#in_your_eyespart_10۴ویو کایلا حدود ۳ ماه از اون شب قشنگ میگ...

KIM V

پارت ۵۲:خلوت دو نفره(یوجین)تقریبا نیمه شب بود و من دست به سی...

+ ( یوشیرو تو نمیتونی.... ما... ما ازدواج کردیم من زنتم!) و ...

منتظر بودم باردار بشم، چند وقتی بود رژیم پسر زایی گرفته بودم...

...در شبِ تارم به تو دل داده بودم ماهِ منرفتی و بعد از تو سی...

...در شبِ تارم به تو دل داده بودم ماهِ منرفتی و بعد از تو سی...

‌به شانه ام بکشم بعد تو غمی جانکاههمین که دست من از زلف تو ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط