در شبِ تارم به تو دل داده بودم ماهِ من
در شبِ تارم به تو دل داده بودم ماهِ من
رفتی و بعد از تو سینه شد اسیر آهِ من
چشم هایم را سپردم پایِ تو راهش شود
سادگی کردم نفهمیدم تو بودی چاهِ من
با تو میگفتم من از رویای مردی بی نصیب
آه، خنجر خوردم از یاری که بود همراه من
غصِّه ات هر شب به وقت خواب یادم می کند
کاش دنیا روز بود از ابتدا جانکاه من
خواهشت کردم نرو، لعنت به این بخت مریض
نه! گله از تو ندارم قصّه یِ کوتاهِ من
اتِّفاقِ بین ما شد یادگاری پشتِ دست
کاش بودی ماه من یکبار تو.همراه من .
رفتی و بعد از تو سینه شد اسیر آهِ من
چشم هایم را سپردم پایِ تو راهش شود
سادگی کردم نفهمیدم تو بودی چاهِ من
با تو میگفتم من از رویای مردی بی نصیب
آه، خنجر خوردم از یاری که بود همراه من
غصِّه ات هر شب به وقت خواب یادم می کند
کاش دنیا روز بود از ابتدا جانکاه من
خواهشت کردم نرو، لعنت به این بخت مریض
نه! گله از تو ندارم قصّه یِ کوتاهِ من
اتِّفاقِ بین ما شد یادگاری پشتِ دست
کاش بودی ماه من یکبار تو.همراه من .
- ۵۴۲
- ۱۴ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط