{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه...

ادامه...

نامجون متوجه شد دختر یاداوری روز اولی که هم رو دیدن میخواد بنابراین با لبخندی که چال گونش رو نمایان می‌کرد گفت : با کمال میل!

میا : بذار اولین دوستت دارم رو دوباره بگم ...بزار از اول عاشقت شم !

نامجون لبخندش رو پهن تر میکنه و میگه : من هر صبح آلزایمر میگیرم ک تو یک عمر اولین و آخرین عشقم هستی !

و بوسه ای عاشقانه رو باهم رفتن ‌...

𝚃𝚑𝚎 𝙴𝚗𝚍
دیدگاه ها (۰)

وقتی باهم قهر بودین و تو...😓💔شات ۱نویسنده : پارک جیون هوسوک ...

وقتی باهم قهر بودین و تو...😓💔شات ۲نویسنده : پارک جیون هوسوک ...

وقتی پریود بودی و ...🤐نویسنده : پارک جیون نامجون و میاتکپار...

وقتی والیبالیستی و اون روز مسابقه داریو میبری...نویسنده : پا...

### همان لحظه – آپارتمان نامجوننور خورشید روی حلقه می‌درخشد....

★ 🎀 𝓂𝓎 𝒷𝓁𝒶𝒸𝓀 𝓇🌞𝓈𝑒 🎀 ★ات:من من فرار نمیکنم تھیونگ:(خندہ)ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط