{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بـــــــاش.…

بـــــــاش.…

گـــــاهــــی اخــــم کـــــــن

گـــــاهــــی دعـــــــوایـــم کـــــن

گـــــاهــــی دوستــــــم نـداشتــــــه بـــاش

امـــا…. همیشـــــه بــــاش….

مـــن طـــاقـــت نــدارم.…

کــم مــی آورم…. تــو را.... در لحـــظــه هــایـــــم...

من چیزے نمے گویم تا بـدانے در سکوتــ ـ هم مے تـوان

عاشـق مانـد.. بہ همین سادگے,,,
دیدگاه ها (۲)

توی ‌فنجان‌ غزل‌ هی ‌بیت ‌میریزمبمانتا بفهمی ‌درسکوت‌ از حرف...

گفتی اَز باران بسازَم دَفتریخواهَم نوشت؛اینکه مَن را تا کُجا...

در نظر دارم که چشمان تو را خواب کنمناگهان بوسه ای از آن لب پ...

در هوای چشمانت قنوت عشق بستم به بلندای خیال ... دریا دریا ف...

LESSON

🖤 گاهی عشق، رسیدن نیست… نرسیدن است!بعضی آدم‌ها وارد زندگی‌ما...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت دوازدهم 𓆪ات چند لحظه به جیمین خیره مان...

پارت ۳۳ صبح روز بعد، وقتی از خونه بیرون اومدم، تهیونگ هم هم‌...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت پــنج 𓆪 🖤🥀مرد بدون اینکه چیزی بیشتر...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت ده 𓆪 🖤🥀ات به جیمین خیره شد.ـ «تو وا...

فصل دومپارت بیست و چهارم | راز ایزابلاصبح روز بعد...جنگکوک ا...

پارت ۳۹ تهیونگ چند قدم پشت سر لینا رفت.ـ لینا، وایسا.لینا بر...

فصل دومپارت بیست و سوم | راز ایزابلاصبح روز بعد...جنگکوک از ...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط