{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راستش را بخواهی

راستش را بخواهی
آمدم!؛
هر شب
نه یک بار
نه دو بار
به تعدادِ تمام شب های بعد از نبودنت،
آمدم
و هر بار این شک به جانم می افتاد؛
نیستی یا خودت را به نبودن زده ای!؟
 اما اینبار صبح که چشم باز کردی،
پشتِ دربِ خیالَت را بخوان...
برایت تا بینهایت نوشته ام؛
جانم،
آمدم،
به اندازه ی تمامِ دقایقی که داشتَمَت...
نبودی اما
دیدگاه ها (۱)

امروز بیشتر از دیروز دوستت می دارمو فردا بیشتر از امروزو این...

حال من خوب است ، نه اینکه همه چیزِ جهانم خوب باشد ،نه اینکه...

دل ز تن بردیو در جانی هنوزدردها دادیو درمانی هنوزآشکارا سینه...

ای رفته از بر ما...ما گفته همچو سعدی«خوش می‌روی به تنها، تن ...

سناریووو جدیددددددوقتی شب میری خونه دوستت بهشون پیام میدی ول...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ هر بار که این ج...

๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁸¹نفس عمیقی کشید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط