آیدل من
آیدل من
( در خواستی )
پارت ۲۱
ات: من برم لباسامو عوض کنم برا توهم لباستو گذاشتم رو مبل نوعه دست نخوردس
شوگا: مرسی
رفتم تو اتاق یه شلوارک پوشیدم با یه تاپ که یه رویی داشت و رنگشون مشکی بود
آرایشمو پاک کردم که صورتم یه نفس راحتی کشید و موهامو باز کردم که حس کردم انقدر سبک شدم که میتونم تو اسمونا پرواز کنم
از اتاق اومدم بیرون شوگا هم لباساشو عوض کرده بود
ات: قهوه میخوری ؟
شوگا: نه مرسی الان اگه بخورم بد خواب میشم
ات: باشه هرجور راحتی
از زبون شوگا
با دیدن ات تو اون لباس خوابی که پوشیده بود تپش قلبم چند برابر شد
ات: حالت خوبه؟
شوگا: آره ...یکم خونت گرمه
ات: گرم نیست اتفاقاً هوا خیلی خوبه
شوگا: نمیدونم چرا انقدر..گرم شده
هرچی بیشتر میدیدمش بیشتر حالم بد میشد
از زبون ات
میدونستم مشکل شوگا دقیقاً چیه ولی یکم اذیت کردن هیچ مشکلی نداره
رویی لباسم که توری بود رو در آوردم و انداختمش رو مبل و نشستم بغل شوگا
ات: نمیخوابی ؟
شوگا:خو.....خوابم نمیاد تو نمیخوای بخوابی ؟
ات: منم خواب از سرم پریده ..فیلم ببینیم ؟
شوگا: ببینیم
از اونجایی که به شدت دلم میخواست رو سر شوگا کرم بریزم پس یه فیلم صحنه دار گذاشتم
نیم ساعت بعد
نیم ساعت گذشته از فیلم و چهار بار صحنه دار شده و الان دفعه ی پنجمه
شوگا: فیلمه چرا اینطوریه ؟ نمیشه بزنی یه فیلم دیگه؟
ات: ولی من عاشق این فیلمم
شوگا: دقیقاً عاشق کجاشی ؟ کلش صحنه داره
ات: دقیقاً عاشق صحنه هاشم
شوگا: خوبه
ات: چیش خو...
حرفم تموم نشده بود که لباشو گذاشت رو لبام
ات: چیکار داری میکنی؟
شوگا: خودت گفتی این صحنه هارو دوست داری منم میخوام با پوست و استخوان حسش کنی ( چرا وقتی ادامشو میدونید باید بنویسم 😂)
صبح
با صدای موبایلم از خواب بیدار شدم روی تخت خوابم بودم
ات: الو
رایا: سخنرانی دیروزمون ترکونده
ات: اهان ( خوابالو)
رایا: خوبی؟
ات: خوابم میاد بعد زنگت میزنم
گوشیرو گذاشتم و برگشتم که رفتم تو یه چیزی ...یا تو یه نفری
شوگا: صبح بخیر
ات: تو اینجا چیکار میکنی ؟
شوگا: مثل اینکه یادت رفته
یه نگاه به خودمون کردم و کل دیشب مثل برق از جلو چشمام رد شد
ات: تو ...چیکار کردی؟
شوگا: خودت میدونی
ات: به چه حقی به من دست زدی ؟
شوگا: ات تو خودت هم میخواستی
ات: من اون موقع....دست خودم نبود تو چرا جلومو نگرفتی
شوگا: چون من هر وقت تورو میبینم کارام دست خودم نیست
ات: ولی این دلیل نمیشه که هر
شوگا: هم من از دیشب راضیم هم تو پس بحثو ادامه نده
( در خواستی )
پارت ۲۱
ات: من برم لباسامو عوض کنم برا توهم لباستو گذاشتم رو مبل نوعه دست نخوردس
شوگا: مرسی
رفتم تو اتاق یه شلوارک پوشیدم با یه تاپ که یه رویی داشت و رنگشون مشکی بود
آرایشمو پاک کردم که صورتم یه نفس راحتی کشید و موهامو باز کردم که حس کردم انقدر سبک شدم که میتونم تو اسمونا پرواز کنم
از اتاق اومدم بیرون شوگا هم لباساشو عوض کرده بود
ات: قهوه میخوری ؟
شوگا: نه مرسی الان اگه بخورم بد خواب میشم
ات: باشه هرجور راحتی
از زبون شوگا
با دیدن ات تو اون لباس خوابی که پوشیده بود تپش قلبم چند برابر شد
ات: حالت خوبه؟
شوگا: آره ...یکم خونت گرمه
ات: گرم نیست اتفاقاً هوا خیلی خوبه
شوگا: نمیدونم چرا انقدر..گرم شده
هرچی بیشتر میدیدمش بیشتر حالم بد میشد
از زبون ات
میدونستم مشکل شوگا دقیقاً چیه ولی یکم اذیت کردن هیچ مشکلی نداره
رویی لباسم که توری بود رو در آوردم و انداختمش رو مبل و نشستم بغل شوگا
ات: نمیخوابی ؟
شوگا:خو.....خوابم نمیاد تو نمیخوای بخوابی ؟
ات: منم خواب از سرم پریده ..فیلم ببینیم ؟
شوگا: ببینیم
از اونجایی که به شدت دلم میخواست رو سر شوگا کرم بریزم پس یه فیلم صحنه دار گذاشتم
نیم ساعت بعد
نیم ساعت گذشته از فیلم و چهار بار صحنه دار شده و الان دفعه ی پنجمه
شوگا: فیلمه چرا اینطوریه ؟ نمیشه بزنی یه فیلم دیگه؟
ات: ولی من عاشق این فیلمم
شوگا: دقیقاً عاشق کجاشی ؟ کلش صحنه داره
ات: دقیقاً عاشق صحنه هاشم
شوگا: خوبه
ات: چیش خو...
حرفم تموم نشده بود که لباشو گذاشت رو لبام
ات: چیکار داری میکنی؟
شوگا: خودت گفتی این صحنه هارو دوست داری منم میخوام با پوست و استخوان حسش کنی ( چرا وقتی ادامشو میدونید باید بنویسم 😂)
صبح
با صدای موبایلم از خواب بیدار شدم روی تخت خوابم بودم
ات: الو
رایا: سخنرانی دیروزمون ترکونده
ات: اهان ( خوابالو)
رایا: خوبی؟
ات: خوابم میاد بعد زنگت میزنم
گوشیرو گذاشتم و برگشتم که رفتم تو یه چیزی ...یا تو یه نفری
شوگا: صبح بخیر
ات: تو اینجا چیکار میکنی ؟
شوگا: مثل اینکه یادت رفته
یه نگاه به خودمون کردم و کل دیشب مثل برق از جلو چشمام رد شد
ات: تو ...چیکار کردی؟
شوگا: خودت میدونی
ات: به چه حقی به من دست زدی ؟
شوگا: ات تو خودت هم میخواستی
ات: من اون موقع....دست خودم نبود تو چرا جلومو نگرفتی
شوگا: چون من هر وقت تورو میبینم کارام دست خودم نیست
ات: ولی این دلیل نمیشه که هر
شوگا: هم من از دیشب راضیم هم تو پس بحثو ادامه نده
- ۴۰.۱k
- ۱۶ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط