{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💐گیسوی شب💐

💐گیسوی شب💐
#ادامه پارت نودوپنج ...


گیسو:

یاشار ناراحت نگام کرد ورفت گلینم بلند شد واروم رفت یاشین خم شد تو صورتمو نگاه کرد وگفت : ناراحتی گیسو اون خودش ناراحت بود نمی دونمم چرا ازش دلگیر نشو
- مهم نیست
بلند شدم برم پام سنگین شده بود نشستم سرجام ولبمو گزیدم یکم پام درد می کرد
یاشین : میخوای کمکت کنم بریم پیش بقیه
- نه همینجا می شینم
چشمم به جای خالی آریا افتاد بغض کردم وسکوت کردم یاشینم تنهام گذاشت ورفت آروم آروم اشک از چشام سرازیر شد چرا نمی شد چرا؟ چرا نباید آریا یکم به من احساس داشته باشه
رو به آسمون کردم وبا بغض گفتم : خدایا من اونو فقط از تو میخوام
- چی رو ؟
برگشتم واز دیدنش زود اشکم رو پاک کردم اشاره ای به لباسش کردوگفت : فکر نمی کنی تو تنت زارمی زنه ؟
دیدگاه ها (۱)

💐گیسوی شب💐# پارت نودوشش...آریا:چشای درشت پر اشکش رو بهم دوخت...

💐گیسوی شب💐# پارت نود وهفت....آریا:- گلین بدوبه مامانت اینا ب...

💐گیسوی شب💐# پارت نودوپنج ...گیسو:از دست آریا دلخور وناراحت ب...

🌼گیسوی شب🌼# ادامه پارت نود وچهار ...گیسو: زن عمو بلند شد ویه...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟖ویو اِریااِریا در رو باز کرد و هر سه ن...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۵🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)بیشتر از ۱۰ دقیقه‌ست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط