#عشق ناخواسته پارت چهارم
#عشق ناخواسته پارت چهارم
عاقد :جناب اقای جئون جونگ کوک خانم جئون ا.ت رو توی فقر و ثروت میپذیرید
-:بله
وعروسی تموم شد همه اومدن خونه لارا احمق هم تا کوک رو دید پرید بغلش و ا.ت بدون حتی نگاه کردن رفت توی اتاق و در رو قفل کرد و رفت حموم و برگشت ا.ت رفت و اروم خوابید اون شب کوک پیش لارا بود چون اون حا...مله بود ولی چرا نیومد پیش ا.ت اونم حاملست (شاید بگین کی حامله شد دو هفته قبل عروسی و خود ا.ت میدونست ولی به هیچکس نگفت )
صبح شد ساعت 7 صبح بود
+:صبح بخیر
£:صبح بخیر دخترم
=:صبح بخیر
-:صبح بخیر ا.ت
+:خوب باید بگم که من برای کارم باید برم خارج از کشور برای نه ماه و دوهفته
-:نه اجازشو نمیدم
+:اجازه نخواستم اقای جئون (سرد)
-:من شوهرتم
+:اجباریه
-:همین که گفتم نمیری هرجا بری همون جا اتیش میگیره گفته باشم
+: خوب حالا که اینجوری شد باید یه چیزی رو به همتون بگم
همه :چی شده؟
+:من ... من حا..حا..ملم
*:چی باید سق...ط بشه
+:خفه شو احمق اگه کسی بچمون نخواد از کره میرم و بزرگش میکنم
-: نه اجازه نمیدم بچم پیش خودم میمونه باهم بزرگش میکنیم
+:اوکی
=:مبارکتون باشه ولی بچه لارا اگه پسر باشه اون جانشین میشه
+: مهم نیست برام مهم بچمه که سالم و سلامت باشه من میرم باید قبل اینکه برم شرکت برم خونه مشتریم
-:باشه مواظب خودت و بچه باش
+: نمیگفتیم همین کار رو میکردم
+:و لارا تو باید تست دی ان ای بدی تا معلوم بشه بچه کیه جونگ کوک یا شخص دیگه
*:ا..ا...ا..م...م..ا...ا. نه... نمی...شه
+: چرا میترسی مگه نمیگی بچه کوکه
علامت من @
@:ا.ت داشت میرفت که سرش گیج رفت و افتاد تو بغل کای
کای کیه دوست سان ها و مهم تر اون اکس ا.ته که کوک با دیدنش خیلی عصبی شد خیلی زیاد که داد زد این هندی بازیا چیه ؟
کای: چیه غیرتی شدی
-:هه مسخرست حتی در حدمم نیستی مهم اینه بچه من توی شکمشه
کای: خب که چی؟
+:کوک (اروم بی جون )
-:جانم چی شده؟؟
+:.....
حمایت فراموش شد
عاقد :جناب اقای جئون جونگ کوک خانم جئون ا.ت رو توی فقر و ثروت میپذیرید
-:بله
وعروسی تموم شد همه اومدن خونه لارا احمق هم تا کوک رو دید پرید بغلش و ا.ت بدون حتی نگاه کردن رفت توی اتاق و در رو قفل کرد و رفت حموم و برگشت ا.ت رفت و اروم خوابید اون شب کوک پیش لارا بود چون اون حا...مله بود ولی چرا نیومد پیش ا.ت اونم حاملست (شاید بگین کی حامله شد دو هفته قبل عروسی و خود ا.ت میدونست ولی به هیچکس نگفت )
صبح شد ساعت 7 صبح بود
+:صبح بخیر
£:صبح بخیر دخترم
=:صبح بخیر
-:صبح بخیر ا.ت
+:خوب باید بگم که من برای کارم باید برم خارج از کشور برای نه ماه و دوهفته
-:نه اجازشو نمیدم
+:اجازه نخواستم اقای جئون (سرد)
-:من شوهرتم
+:اجباریه
-:همین که گفتم نمیری هرجا بری همون جا اتیش میگیره گفته باشم
+: خوب حالا که اینجوری شد باید یه چیزی رو به همتون بگم
همه :چی شده؟
+:من ... من حا..حا..ملم
*:چی باید سق...ط بشه
+:خفه شو احمق اگه کسی بچمون نخواد از کره میرم و بزرگش میکنم
-: نه اجازه نمیدم بچم پیش خودم میمونه باهم بزرگش میکنیم
+:اوکی
=:مبارکتون باشه ولی بچه لارا اگه پسر باشه اون جانشین میشه
+: مهم نیست برام مهم بچمه که سالم و سلامت باشه من میرم باید قبل اینکه برم شرکت برم خونه مشتریم
-:باشه مواظب خودت و بچه باش
+: نمیگفتیم همین کار رو میکردم
+:و لارا تو باید تست دی ان ای بدی تا معلوم بشه بچه کیه جونگ کوک یا شخص دیگه
*:ا..ا...ا..م...م..ا...ا. نه... نمی...شه
+: چرا میترسی مگه نمیگی بچه کوکه
علامت من @
@:ا.ت داشت میرفت که سرش گیج رفت و افتاد تو بغل کای
کای کیه دوست سان ها و مهم تر اون اکس ا.ته که کوک با دیدنش خیلی عصبی شد خیلی زیاد که داد زد این هندی بازیا چیه ؟
کای: چیه غیرتی شدی
-:هه مسخرست حتی در حدمم نیستی مهم اینه بچه من توی شکمشه
کای: خب که چی؟
+:کوک (اروم بی جون )
-:جانم چی شده؟؟
+:.....
حمایت فراموش شد
- ۱۰۵
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط