♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۸۷
♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۸۷
میکنند پاشنههای کفش بلند، باریک و کاملاً شفاف (شیشهای) هستند. این ویژگی، حس جادویی و افسانهای بودن را تقویت میکند، گویی که پاشنهها نامرئی هستند یا از جنس یخ ساخته شدهاند و پوشنده آن روی هوا راه میرود. میان تزئینات کریستالی، برگها یا گلبرگهای کوچک به رنگ آبی فیروزهای یا یخی به چشم میخورد که تضاد زیبایی با سفیدی کفش ایجاد میکند و حسی از طراوت و خاص بودن به آن میافزاید
آن زوج جوان از راه آسانسور استفاده کردن تا زودتر برسند
جیمین با دیدن آنها با کمی اخم لب زد : معلوم هست کجا موندین
یه سول به سوی هویون که نمیتوانست در آن کفش های پاشنه بلند وایسته رفت و گفت : خیلی زیبا شدی هویون اصلا شناخته نمیشی
هویون کلافه و گنگ غرید : آه از دست این کفش ها و لباسا من امشب میمیرم نگی نگفتما باید زود درشون بیارم
یه سول خندید و به دوستش خیره شد
........
سالن با عظیم و پر از چراغ های بزرگ نورانی و مهمان های شیک و باکلاس پر شده بود میز و صندلی های به رنگی طلای و سفید آنجا قرار داشتند که مهمانان روی آن نشسته بودند تنها ستاره های جشن آن چهار نفر بودند
همه چشم ها روی اونا بود هویون چشم هایش را ریز کرد و اطراف رو از نظر گذروند : همه شون بچه پولدار هستن بخاطر همین انقدر خودشونو میگیرن ها ..
جیمین جدی به زن بیخیالش چشم دوخت : میشه آروم تر صحبت کنی دوربینا روی ما هستن
هویون کلافه به صندلی تکیه داد آرنجش را روی دسته صندلی قرار داد تا میخواست پایش را بلند کند جیمین سریع دست روی پایش گذاشت و محکم لب زد : اینطوری نشین... زن پارک جیمین نیاید اینجوری بشینه
هویون بیخیال و خیلی گنگ پاشو دوباره روی زمین گذاشت و محکم با پاش زد به جیمین که باعث درهم رفتن چهره مرد شد اما چیزی بر زبان نیاورد چرا که داخل جشن بودند، یه سول که تمام این مدت سکوت کرده بود اعث جلب شدن توجه جونگ کوک شد، پس آرام ازش پرسید : چرا تو فکری عزیزم
یه سول با چهره ای نا آرام و قلب بیقراری روبه شوهرش کرد : دلم خیلی ناآرامه کاشکی میسو رو هم میآوردیم بدون من بی قراری میکنه
جونگ کوک با نگاه آرامش بخش اش لب زد : نگران نباش مادر پیششه ایشون خوب ازش مراقبت میکنه
یه سول که هنوزم قانع نشده بود اما سکوت کرد نخواست شب مهم شوهرش را با دل نگرانی هایش خراب کند ولی فکرش درگیر بچه اش بود
میکنند پاشنههای کفش بلند، باریک و کاملاً شفاف (شیشهای) هستند. این ویژگی، حس جادویی و افسانهای بودن را تقویت میکند، گویی که پاشنهها نامرئی هستند یا از جنس یخ ساخته شدهاند و پوشنده آن روی هوا راه میرود. میان تزئینات کریستالی، برگها یا گلبرگهای کوچک به رنگ آبی فیروزهای یا یخی به چشم میخورد که تضاد زیبایی با سفیدی کفش ایجاد میکند و حسی از طراوت و خاص بودن به آن میافزاید
آن زوج جوان از راه آسانسور استفاده کردن تا زودتر برسند
جیمین با دیدن آنها با کمی اخم لب زد : معلوم هست کجا موندین
یه سول به سوی هویون که نمیتوانست در آن کفش های پاشنه بلند وایسته رفت و گفت : خیلی زیبا شدی هویون اصلا شناخته نمیشی
هویون کلافه و گنگ غرید : آه از دست این کفش ها و لباسا من امشب میمیرم نگی نگفتما باید زود درشون بیارم
یه سول خندید و به دوستش خیره شد
........
سالن با عظیم و پر از چراغ های بزرگ نورانی و مهمان های شیک و باکلاس پر شده بود میز و صندلی های به رنگی طلای و سفید آنجا قرار داشتند که مهمانان روی آن نشسته بودند تنها ستاره های جشن آن چهار نفر بودند
همه چشم ها روی اونا بود هویون چشم هایش را ریز کرد و اطراف رو از نظر گذروند : همه شون بچه پولدار هستن بخاطر همین انقدر خودشونو میگیرن ها ..
جیمین جدی به زن بیخیالش چشم دوخت : میشه آروم تر صحبت کنی دوربینا روی ما هستن
هویون کلافه به صندلی تکیه داد آرنجش را روی دسته صندلی قرار داد تا میخواست پایش را بلند کند جیمین سریع دست روی پایش گذاشت و محکم لب زد : اینطوری نشین... زن پارک جیمین نیاید اینجوری بشینه
هویون بیخیال و خیلی گنگ پاشو دوباره روی زمین گذاشت و محکم با پاش زد به جیمین که باعث درهم رفتن چهره مرد شد اما چیزی بر زبان نیاورد چرا که داخل جشن بودند، یه سول که تمام این مدت سکوت کرده بود اعث جلب شدن توجه جونگ کوک شد، پس آرام ازش پرسید : چرا تو فکری عزیزم
یه سول با چهره ای نا آرام و قلب بیقراری روبه شوهرش کرد : دلم خیلی ناآرامه کاشکی میسو رو هم میآوردیم بدون من بی قراری میکنه
جونگ کوک با نگاه آرامش بخش اش لب زد : نگران نباش مادر پیششه ایشون خوب ازش مراقبت میکنه
یه سول که هنوزم قانع نشده بود اما سکوت کرد نخواست شب مهم شوهرش را با دل نگرانی هایش خراب کند ولی فکرش درگیر بچه اش بود
- ۵.۳k
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط