{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو جونگکوک

ویو جونگکوک
حوصله خوابیدن با نینا رو نداشتم
-به بادیگارد بگو ببرتش انبار
∆چشم
رفتم اتاقم نینا از حموم در اومده بود
-برو پیش خانوادت. تا سه روز برنگرد. تعطیلات خوشبگذره می‌خوام چند روز تنها باشم
÷و...واقعا؟مرسی ارباب
-برو حالا
بدو بدو رفت بیرون که چند ثانیه بعد در زدن بادیگارد از پشت لباسش بلندش کرده بود قیافه نینا اخمو شده بود تک خنده ای کردم
-بزار بره خودم اجازه دادم
ولش کرد که نینا زبون درآورد بهش
÷ایششش
و بعد فرار کرد.
ویو جیمین
با کامیلا عروسی کرده بودم و تو ماه عسل بودیم
=عشقم بریم بالون سواری؟
•اوهوم
رفتیم و سوار بالون شدیم و یه خوناشام دیگه که بالون سواری بلد بود هم اومد بالون کم کم بالا رفت و کامیلا از بالون پرید نگرانش شدم
=کامیلااا (داد)
که یهو ظاهر شد داشت پرواز میکرد
•عاشقتم جیمینااا
لبخندی زدم
=بیا بغلم
اومد داخل بالون تو بغلم کشیدمش
=نگرانت شدم
•اوپا پری ها بال دارن بلدن پرواز کنن
=حواسم نبود بیب
رفتم نزدیکش
=اجازه هست؟(خمار)
•الان نه جیمین
به خودم اومدم ناراحت شدم اما حال کامیلا مهم تر بود
=اکی.



شرایط
۳۵ لایک...
۳۵ کامنت میشه هرکس چندتا بزاره اما باید درست حسابی باشه حداقل ۴ خط هر کامنت
۱۰ نشر
دیدگاه ها (۵۴)

ویو جیمین که یهو ل.باشو گذاشت رو ل.بام چشمام درشت شد اما بعد...

ویو جونگکوک بغضش ترکید و دوباره گریه کرد..خسته شدم از شکنجه ...

کامنتا

دوستان این مربوط به پارت قبله منظورم از ناله این صدای اته اد...

p23کم کم صداها براش نامفهوم میشد لبخند رو لباش اومد خوشحال ب...

neme:راز پشت دیوارp:8........+باشه_افرین دختر خوب..فلش بک به...

part 22 :ویو مایک :سوار ماشینم شدم و رفتم سمت فرودگاه پروازم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط