{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لوارو مونرو ماتادور معروف اسپانیایی

لوارو مونرو ماتادور معروف اسپانیایی

 وقتی فهمید که حیوان نمی خواهد با او بجنگد،

 در گوشه ای ازمیدان نشست و شروع به گریستن کرد

 او فهمید این حیوان با چشمان اشکبارش « صلح » را جستجو می کند.

به نگاه معصوم این حیوان نگاه کنید، گاهی شعور یک حیوان بیشتر ازما انسانهاست...
دیدگاه ها (۳)

چقدر خواب ببینم که مال من شده ای؟و شاه بیت غزل های لال من شد...

تومرا آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت!تو خیالت راحت...میروم ...

P : 27

رمان دختر خاص ات تقریباً خوابش برده بود. چشماش نیمه‌باز بود،...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟜: انتخاب سختبعد از رفتن ا/ت، محوطه‌ی دانشگ...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}شیسه به صندلی پشتش تکیه داد و سرشو چ...

پارت ۹۰ | «فاصله‌ای که از یک سوءتفاهم شروع شد...»سه روز بعد....

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

when silence became a scream last part

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط