{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک‌یونگی

فیک‌یونگی
فصل۲
P.³⁵
یونگی ـ درد کشیدن خودت سخت تره واقعا؟
ات ـ ن بابا..داشتم اونطوری میگفتم شمارو ول کنن..شما برام از خودمم ارزشمند ترین:)
یونگی ـ وا..واقعا؟
ات ـ اره..میای بریم خونه؟
یونگی ـ باشه..
فیلیکس‌ویو
داشتم دنبال اسم گروهشون میگشتم...چی بود؟؟؟عااااا.. گرگعلی؟*ی گرگعلی معذرت..*
نه نه اون نبود...اهااااا«Black White»"سیاه سفید"(کمبود اسم...😂)
ات ـ ما اومدیممممم*داد*
ف ـ جیغغغ*جیغ بنفش😂*
ات ـ جیخخخخ چته سامورایی؟
ف ـ هوففف تازه اسمشونو پیدا کرده بودماااااا تو اومدی همه‌چی بهم خورددددد
ات ـ وااا مگه اسم گروهشونو نمیدونستی؟😐
ف ـ تو میدونستی؟
ات ـ اره! سیاه سفید!
ف ـ کره خرررر زودتر میگفتی دیگههه
ات ـ یااا فک کردم میدونیییی
یونگی ـ حالا ولش کن...نقشه چیه؟
ات ـ من ی نقشه دارم*لبخند شیطانی*
یونگی ـ چی؟؟
ات ـ..........
یونگی ـ یااا بگو دیگه
ات ـ تو برای من هیچ ارزشی نداری!
یونگی ـ چیی؟
ات ـ ازت متنفرم! از خونم گمشو بیرون!
یونگی ـ یااا چیشده؟ چیکار کردم؟
ات ـ لنفنبقنبنقنببمبمف
ات‌ویو
توی راه خونه بودیم که یونگی خابش برد...اوخی کیوت!
³مین بعد
یونگی‌ویو
یهو از خاب پریدم
وایییی این چه خابی بودددد!!
ات ـ خوبی؟
یونگی ـ اره مرسی..
ــــــ
خیخی*کرم دارم😂*
دیدگاه ها (۸)

فیک‌یونگیفصل۲P.³⁶ات ـ رسیدیم پیاده شویونگی ـ باشه.. ات‌ویورف...

فیک‌یونگیفصل۲P.³⁷*پارت اخر*همینطوری داشتم راه خودمو میرفتم ک...

فیک‌یونگیفصل۲P.³⁴یونگی‌ویوات گفت بریم ی جایی...ینی فیلیکس نم...

لباس ات توی فیک یونگی پارت³³. . یدونه گذاشته بودم پاک شد😐🎀

وقتی میرید مهمونی و....

part38 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》گوشیم زنگ خورد پدرم بودجونگ کو...

(فردا) +ایییییی خدا مرگت نده یونگیییی دلممممممممممممممممممم_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط