{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر و پسرى در کنار خيابان راه ميرفتند بنزى کنار پايشان ت

دختر و پسرى در کنار خيابان راه ميرفتند بنزى کنار پايشان ترمز و چند بار بوق زد دختر رو به پسر کرد و گفت ما به درد هم نميخوريم و سوار ماشين شد اما ماشين راه نيفتاد به پسر جوان گفت پس چرا راه نميفتى پسر گفت ببخشيد خانم من راننده آقام!!!
دیدگاه ها (۲)

براى آرزوهايى که ميميرند سکوتى ميکنم سنگينتر از فرياد!!!

yalda mobarak doustan

بخاطر پا برهنه بودنم از من گذشت همان کسى که در راهش کفشهايم ...

خواستم چشمانت را از پشت بگيرم ديدم طاقت شنيدن اسم هايى که مي...

part:40ات:کوک به حرفام خوب گوش کن ... ۱کیلو متر دیگه به آخری...

پارت ۱ #پشت غرورتلندن.صبح زود بود و اِما با عجله توی خیابون ...

یک خانم جوان با لباس نامناسب در مسیر قدم زدن به یک خانم با ح...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟓همه اماده با وسایل هاشون و لباس های غی...

پارت ۹ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو نویسندهدامیل : چیشد میاد انی...

No like ...نه میشد گفت کوه بودند ...نه میشد بگم تپه بودند ....

چند پارتی پارت ۱ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیصدای قدم‌های دختر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط