{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣𝟥

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣𝟥

خیره شدیم به منظره ی رو به رومون.. کسی حرفی نمیزد.. تا اینکه تهیونگ سکوت رو شکست..
تهیونگ : دوستت دارم
ا/ت : چی؟
تهیونگ : بخاطر علاقم بهت.. تصادف کردیم
ا/ت : چی داری میگی؟
تهیونگ : میخواستم بهت اعتراف کنم که حاضرم جونمم واست بدم ولی اون اتفاق نحس افتاد
ا/ت تک خنده ی عصبی کرد و یقه ی لباس تهیونگ رو گرفت و کشید سمت خودش
ا/ت : فکر کردی من بازیچه ی دست تو ام؟ باورم نمیشه که بخاطر همچین چیزی این بلا سرم بیاد تهیونگ تو باعث شدی من بی هویت بشم تو باعث شدی مثل یک گوشی باشم که تنظیمات کارخونه ش رو زده باشن و الان بدون هیچی باشه، بدون خاطره، بدون دوست، بدون به یاد اوردن همه چی، من هیچی نمیدونم..
ا/ت با اشک و فریاد همه این هارو میگفت
تهیونگ اجازه نداد حرفاش رو ادامه بده و بغلش کرد.. به قدری محکم که ا/ت فقط میتونست مشت های ضعیف و کوچیکش رو به سینه ی تهیونگ بزنه و گریه کنه
تهیونگ با خودش میگفت « چرا عاشقش شدم؟ چرا باید تو این وضعیت بهش اعتراف میکردم؟ اگه اون روز به قصد اینکه بیارمش اینجا و بهش بگم که عاشقشم این اتفاق ها نمیفتاد »
تهیونگ خودش رو مقصر میدونست که رشته ی افکارش با صدای ا/ت پاره شد
ا/ت : من نمیدونم کی ام تهیونگ.. من هیچ شدم.. من.. هیچی نمیدونم.. من.. نمیدونم چیکار کنم..
بین حرف هاش هق میزد و نمیتونست کنترلش کنه
تهیونگ : هیش ساکت باش نوبت منه حرف بزنم.. برام مهم نیست چه اتفاقاتی افتاده.. من فقط تورو میخوام.. برام مهم نیست حافظت رو از دست داده باشی یا نه.. هیچ باشی یا نه.. من فقط تورو میخوام.. فقط خود تورو.. باهم یه ا/ت جدید میسازیم باشه؟ تا اون ا/ت قبلی برگرده خب؟
ا/ت اروم سرشو تکون داد چند ثانیه بعد تو بغل تهیونگ به خواب رفت
تهیونگ که متوجه نفس های منظم ا/ت شد اروم براید استایل بغلش کرد و تاکسی گرفت تا به خونه برگردن
وقتی به خونه رسیدن خونه خالی بود.. لونا یا پیش دوست پسر عزیزش و یا کافه بود.. پدرش شرکت.. و مادرش هم پیش دوست صمیمیش بود..
ا/ت رو به سمت اتاقش برد و روی تخت خوابوند و موهای لَخت و مشکیش رو از جلوی صورتش کنار زد و رفت توی پذیرایی و خودش رو روی مبل رها کرد.. نیم ساعتی همینجوری بود و در خواب غرق شده بود که صدای شکستن چیزی از خواب نازش بیدارش کرد و فورا به سمت اتاق ا/ت حرکت کرد و وقتی در رو باز کرد....

اینم از پارت 13💞✨
حمایت فراموش نشهه🙇🏻‍♀️🎀
#جونگکوک #کوک #جیمین #نامجون #تهیونگ #وی #جین #شوگا #یونگی #جیهوپ #فیک_بی تی_اس #بی_تی_اس #یونمین #تهکوک #نامجین #فیک_تهیونگ #بنگتن
دیدگاه ها (۲)

سلام نانازام امروز اومدم باهاتون راجب دو مورد صحبت کنم. راس...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣𝟤 فلش بک صبح : لونا : ا/ت؟ ا/ت؟ پاش...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟦 یه بنده خدایی این پارت رو گزارش کرد ...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟨از زبان ا/ت : بابا و مامان رفتن و خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط