پارت

پارت ۵۲

وزیر: سرورم به خاطر گستاخی های پسرم منو ببخشید
جیمین: پدر من کار اشتباهی نکردم... داد...
وزیر: صداتو بیار پایین گستاخ
جیمین: لطفا بگید ات قراره با کی ازدواج کنه
پادشاه: میخوای چیکار کنی
جیمین: میخوام سرشو از بدنش جدا کنم
وزیر: ساکت شو
پادشاه: میخوای سر خودتو قطع کنی

همه از حرف پادشاه تعجب کردن

ات: پدر.. منظورتون چیه
جیمین: میخوام دخترم با عشق زندگی کنه پس با پارک جیمین ازدواج میکنه

ات از ذوق جیغ میکشه

ات: عععععععع واقعااا راست میگی
پادشاه: معلومه امشب عروسی داریم
ات: ام.. امشب از. زدواج میکنم

ات قش میکنه و جیمین اونو قبل از اینکه بیوفته میگیرتش

جیمین: ات.. ااتت... داد....
ات: خوبم جیمین
جیمین: شب قبل ازدواجمون نباید قش کنی
پادشاه: دخترم انگار برای ازدواج امادگی نداری

ات همون لحظه از بغل جیمین میاد بیرون و جلوی پدرش می ایسته

ات: نه من عالیم خیلی خوبم
پادشاه: فقط شوخی کردم دخترم
پادشاه: وزیر اعظم.... سرد....
وزیر: بله سرورم
پادشاه: چرا اینجا وایساده ای امشب عذوسی پسرته برو تدارکات رو اماده کن
وزیر: چشم سرورم
دیدگاه ها (۱۹)

پارت ۵۳ویو شب شب عروسی جیمین با یه لباس مخصوص در قصر منتظر ا...

پارت ۵۴ات: مثلا روز عروسیمونه 😡جیمین: باشه باشه میمونیم ات: ...

تهیونگ: پس بخواب ات: باشه میرسین به خونه و تهیونگ ماشین رو پ...

و تهیونگ سوار ماشین میشه و اب و مسکن رو بهت میده تهیونگ: بیا...

پارت ۵۱ات بغض میکنه و سعی میکنه ریختن اشکاشو پنهان کنه که هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط