{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Under the moonlight

Under the moonlight
p11
وارد تالار بزرگ وسط شهر شد.اونجا رغبای شرکت هم بودن.شرکت هایی که برای معروفیت باهم دشمنی داشتن.البته که شرکتی که هرین توش بود اولین شرکت توی لیست بود.
با چشماش میان جمعیت دنبال جئون میگشت که ببینه باید چیکار کنه.سر در گم شده بود.تاحالا ازین مهمونی ها نرفته بود . جئون رو پیدا نکرد ولی جنا رو دید.جنا و چند تا از همکار ها دور یه میز نشسته بودن.رفت سمتشون
+سلام به همگی
جنا:عا اومدی
+اره
اونم نشست . صندلیش کنار یکی از کارمندان مرد شرکت بود.جونگ هی.ازش خوشش نمیومد . متفاوت با هرین رفتار میکرد . هرین غافل از این بود که اونم دوسش داره.

+رئیس کجان؟
ج:هنوز نیومده.چند دیقه پیش زنگش زدم گفت ده دیقه دیگه میرسه.دیگه الانا باید بیاد
گارسون اومد.جلوی هر نفر یه جام مشروب گذاشت.
+اممم... ممنون من نمیخورم
ج:چرااا
+تا حالا نخوردم.بیشترین چیزی که خوردم یه لیوان ویسکی بوده
ج:نه این فرق داره.خوشمزه هم هست
+خب..‌
ج:اقای گارسون...لطفا یکی دیگه هم بزارید.منتظر کسی هستیم
یه جام دیگه هم گذاشت.
بعد دقایقی حوصله سر بر یه سکوت عجیبی همه جا رو برداشت.همه به سمت در ورودی نگاه کردن.رئیس بود.چرا همه ساکت شد یهو
+هوی جنا
ج:بله
+چرا همه ساکت شدن(اروم)
ج:برای رئیس(اروم)
+چرا
ج:خب چون رئیس بهترین شرکته(همش اروم بود)
+آ ووو
بعد چند ثانیه دوباره صدای گپ ها و حرف زدن های مردم بلند شد.جئون اومد.از اینکه دید هرین کنار جونگ هی نشسته عصبانی شد.پس رفت یه صندلی گذاشت بین هرین و جونگ هی
جونگ هی متوجه شد و گفت: رئیس چرا اینجا نشستی؟
-با دوس دخترم کار دارم
جونگ هی:دوس دختر؟
-هرین دیگه
هرین جا نخورد.چون قبلا قرار بود جلوی کارکن های شرکت نقش دوست پسر دوست دختر رو بازی کنن.
ساعت ۸ و نیم شده بود.اهنگی پخش شد.اصلا به این مراسم نمیومد.
+مگه باره؟
-(خنده)هر سال همینطوره
+ماشالا همه هم اماده بودن
همه رفتن وسط و بالا پایین میپریدن.کم کم بدن هرین با اهنک ریتم گرفت.جنا اومد و به زور هرین رو برد وسط.اونم وارد جمعیت شد ولی اصلا نزدیک مرد ها و پسر های جمع نشد.اون تا الان دخترونگیش رو حفظ کرده بود.نگاه های سنگینی رو روی خودش احساس میکرد.اما...از جئون بود یا جونگ هی؟
اهمیت نمیداد نگاه های کیه.میخچاست یکم خوشبگذرونه.

از اونور جئون رگ گردنش از عصبانیت زده بود بیرون.اما کاری ازش بر نمیومد.دوست نداشت کسی که دوسش داره اون وسط باشه.برای همین هی جام های مشروب رو سر میکشید و فقط به ینفر نگاه میکرد....اونم هرین بود
دیدگاه ها (۵)

Under the moonlight p1۲یک ساعتی میگذشت.هرین هم خسته شده بود....

Under the moonlight p13همانطور که سر جئون روی شونه هرین بود ...

Under the moonlight p1۰ــــ ¹ آوریل ²⁰²⁸امشب از طرف یکی از م...

Under the moonlight ...p۹ قهوه با شیر یا خالی؟-ترجیحا خالیسم...

﴿ برده ﴾۲۷ part یه سول سریع لب زد : معلومه که میتونم بلافاص...

پشیمونی..پارت. ۲۴ویو جناخواستم جواب بدم که یهو صدای تفنگ اوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط