{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همسایه دلتنگ ما امشب تار میزند...

همسایه دلتنگ ما امشب تار میزند...
آتش به دل مردم بیدار می زند....
چراغ های محله همه خاموش می شوند...
تاریکی وترانه هم آغوش می شوند....
او تار می زند کوچه ما آه می کشد..
درخت گریه می کند پنجره سر به دیوار می زند....
امشب اسمی برای حال ما پیدا نمی شود...
امشب عجب شب دلگیری است او تار می زند...
تا که دل ما غزل غزل جنون شود....
دیدگاه ها (۲)

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

( last minute )

داستان عاشقانه جدید

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

لبخند قاتلپارت³⁹ویو سلیناز لحظه‌ای که از صحنه قتل برگشته بود...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط