{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزن گیتار که غم دارم

بزن گیتار که غم دارم
تب دستاشو کم دارم

بخون این قصه ی تلخی...که واسه هر شبم دارم
بزن گیتار به یاد اون...که دنیامو پر از غم کرد

به یاد اون که خود خواهیش منو با غصه هم دم کرد
بزن گیتار به یاد اون که چشمم از غمش خیسه
که دستام از نگاش هر بار یه درد تازه میسازه

بزن گیتار که غمگینم
یه دم آروم نمیگیرم.


دیدگاه ها (۱۱)

نیایش صبحگاهیخدایا، چه قدر زیباست سپری کردن یک روز با حس کرد...

بگذار ، از یک بغض و یک تکـــرار بنویسماز اشک ... روی دسته ی ...

باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام، ب...

پارت ۴۵

پارت ۳۴: تله‌ی نامرئیوقتی رسیدیم به اون پاساژِ لوکس و بزرگِ ...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.21(از زبون نویسنده: غم داره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط