عشق من
عشق من
پارت۳۷
ا.ت:چی داری میگی تو
جونگهیون:به نظرت الان کوک دربارت چی فکر میکنه
تا خواستم حرف بزنم
جونگهیون:وایسا بگم یه خیانت کار آره درسته
همینجوری خشکم زده بود
ا.ت:ممم منظورت چیه
جونگهیون:واقعا خنگی ا.ت جونگ کوک همون کوک بود تو از اولم پیش کوک بودی
ا.ت:امکان نداره اصلا من باور نمیکنم
جونگهیون:چون خنگی تو خودت با دستای خودت به کوک به رفیق بچهگیات نارو زدی میدونی اون الان در چه حاله
بهش خیره بودم
جونگهیون:اون اصلا تورو یادش نمیاد اصلا براش مهم نیستی اون الان به فکر انتقام از توعه الانم داره ازدواج میکنه
انگار دنیا رو سرم خراب شد اون داره ازدواج میکنه نه اینا همش خوابه اون کوک من نیست اون منو فراموش کرده من براش فقط یه اسباب بازی بودم از اولم براش مهم نبودم
جونگهیون:اره ا.ت جونم واقعیت همینه
ا.ت:توعه عوضی میدونستی اون کوکه بعد کاری کردی باهاش اینکارو کنم*داد
جونگهیون:خواستم ببینی اصلا براش مهم نیستی اون فراموشت کرده اصلا نمیدونه دختری به نام ا.ت وجود داشت*با صدای بلند
ا.ت:از همتون متنفرمممم همتون باعث عذاب منید زندگیمو نابود کردین*دادو گریه
جونگهیون:کافیه ا.ت پرونده رو بده بیاد
ا.ت:تو از اول زندگی منو بازیچه این پرونده کوفتی کردی ازت متنفرم
پرونده رو انداختم تو شومینه روشن
جونگهیون:توو چیکار کردی دختر
ا.ت:چیه ها چیه سوخت مگه نه من بد تر از این شدم دیگه ا.تی وجود نداره
جونگهیون:تمومه نقشه هام به فنا رفت
ا.ت:هنوزم میگه نقشه هام مگه این چی بود هان چی بود از زندگی من مهم تر بود*داد
جونگهیون:اره اون مدرک هم منو نجات میداد هم کوک رو میزد زمین اونو نابودش میکرد فهمیدی با اون میتونستم انتقامه چند سالو بگیرم*داد
ا.ت:انتقام چی هان چه انتقامی
جونگهیون:یه بارم منو ندیدی یه بارم ندیدی از بچه گی تموم تلاشمو کردم تا بهت نشون بدم دوست دارم اما تو همیشه کوک رو میدیدی همش کوک از دهنت جز کوک چیزی نمیومد بیرون همیشه تلاشمو کردم بهت عشق بورزم اما تو اجازشو ندادی چون فقط کوک رو میدیدی همش اون
ا.ت:تو زده به سرت
جونگهیون آره زده به سرم انقدر که عاشقتم اما تو هنوزم نمیبینی *داد
انقدر فشار روم بود که نگو سرم گیج رفت تعادلم بهم ریخت نتونستم خودمو نگه دارم و خاموشی
پارت قبلی رو خوب حمایت نکردینا😞
این روزا بهشدت فشار رومه اتفاقای بدی پشت سر هم برام داره میوفته 🥺
میشه تو با حمایتت حالمو خوب کنی🙂🎀
پارت۳۷
ا.ت:چی داری میگی تو
جونگهیون:به نظرت الان کوک دربارت چی فکر میکنه
تا خواستم حرف بزنم
جونگهیون:وایسا بگم یه خیانت کار آره درسته
همینجوری خشکم زده بود
ا.ت:ممم منظورت چیه
جونگهیون:واقعا خنگی ا.ت جونگ کوک همون کوک بود تو از اولم پیش کوک بودی
ا.ت:امکان نداره اصلا من باور نمیکنم
جونگهیون:چون خنگی تو خودت با دستای خودت به کوک به رفیق بچهگیات نارو زدی میدونی اون الان در چه حاله
بهش خیره بودم
جونگهیون:اون اصلا تورو یادش نمیاد اصلا براش مهم نیستی اون الان به فکر انتقام از توعه الانم داره ازدواج میکنه
انگار دنیا رو سرم خراب شد اون داره ازدواج میکنه نه اینا همش خوابه اون کوک من نیست اون منو فراموش کرده من براش فقط یه اسباب بازی بودم از اولم براش مهم نبودم
جونگهیون:اره ا.ت جونم واقعیت همینه
ا.ت:توعه عوضی میدونستی اون کوکه بعد کاری کردی باهاش اینکارو کنم*داد
جونگهیون:خواستم ببینی اصلا براش مهم نیستی اون فراموشت کرده اصلا نمیدونه دختری به نام ا.ت وجود داشت*با صدای بلند
ا.ت:از همتون متنفرمممم همتون باعث عذاب منید زندگیمو نابود کردین*دادو گریه
جونگهیون:کافیه ا.ت پرونده رو بده بیاد
ا.ت:تو از اول زندگی منو بازیچه این پرونده کوفتی کردی ازت متنفرم
پرونده رو انداختم تو شومینه روشن
جونگهیون:توو چیکار کردی دختر
ا.ت:چیه ها چیه سوخت مگه نه من بد تر از این شدم دیگه ا.تی وجود نداره
جونگهیون:تمومه نقشه هام به فنا رفت
ا.ت:هنوزم میگه نقشه هام مگه این چی بود هان چی بود از زندگی من مهم تر بود*داد
جونگهیون:اره اون مدرک هم منو نجات میداد هم کوک رو میزد زمین اونو نابودش میکرد فهمیدی با اون میتونستم انتقامه چند سالو بگیرم*داد
ا.ت:انتقام چی هان چه انتقامی
جونگهیون:یه بارم منو ندیدی یه بارم ندیدی از بچه گی تموم تلاشمو کردم تا بهت نشون بدم دوست دارم اما تو همیشه کوک رو میدیدی همش کوک از دهنت جز کوک چیزی نمیومد بیرون همیشه تلاشمو کردم بهت عشق بورزم اما تو اجازشو ندادی چون فقط کوک رو میدیدی همش اون
ا.ت:تو زده به سرت
جونگهیون آره زده به سرم انقدر که عاشقتم اما تو هنوزم نمیبینی *داد
انقدر فشار روم بود که نگو سرم گیج رفت تعادلم بهم ریخت نتونستم خودمو نگه دارم و خاموشی
پارت قبلی رو خوب حمایت نکردینا😞
این روزا بهشدت فشار رومه اتفاقای بدی پشت سر هم برام داره میوفته 🥺
میشه تو با حمایتت حالمو خوب کنی🙂🎀
- ۶۵۹
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط