سه تا داداش شیرازی شب میخواستن بخوابن
سه تا داداش شیرازی شب میخواستن بخوابن
به هم میگن یکی پاشه چراغ رو خاموش کنه
کسی بلند نمیشه
باهم شرط میبندن که هرکه زودتر یه حرفی زد بلند شه چراغ رو خاموش کنه
چند روزی شد ازشون خبری نبود تا اینکه همسایه ها در خونشون رو شکوندن سه تاشونو مرده پیدا کردن
اولی رو غسل دادن و کفن کردن دومی رو هم غسل و کفن کردن سومی رو تا غسلش دادن گفت من زنده ام
اون دوتای دیگه هم گفتن پس پاشو برو چراغو خاموش کن
به هم میگن یکی پاشه چراغ رو خاموش کنه
کسی بلند نمیشه
باهم شرط میبندن که هرکه زودتر یه حرفی زد بلند شه چراغ رو خاموش کنه
چند روزی شد ازشون خبری نبود تا اینکه همسایه ها در خونشون رو شکوندن سه تاشونو مرده پیدا کردن
اولی رو غسل دادن و کفن کردن دومی رو هم غسل و کفن کردن سومی رو تا غسلش دادن گفت من زنده ام
اون دوتای دیگه هم گفتن پس پاشو برو چراغو خاموش کن
- ۱.۲k
- ۰۱ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط