جنگلی که سلطانی ظالم دارد
جنگلی که سلطانی ظالم دارد
سلطانی که ، سربازانِ جلّادی دارد
جلّادانی که با ، تَوحش شان ، تن ها را می لرزانند
جنگلی که درختانی شکسته دارد
درختانی که برگ هایی ، زرد و پژمرده دارند
برگ هایی که دیگر ، به زیره پاها ، جا دارند
جنگلبانانِ بی رحمی که ، تیشه به ریشه ی درختان می زنند ...
تبری که ، تیشه بر ریشه ی ، دارد
و ریشه هایی که با هر ضربه ، خمیده تر می شوند
چه کسی می داند ،
مهربانی و انسانیت را کجا دَفن کرده اند که انسان ها
با آهی پُر درد ، می گویند ، حیوانم آرزوست ؟،،،،،،،،،،،کوروش آریایی
سلطانی که ، سربازانِ جلّادی دارد
جلّادانی که با ، تَوحش شان ، تن ها را می لرزانند
جنگلی که درختانی شکسته دارد
درختانی که برگ هایی ، زرد و پژمرده دارند
برگ هایی که دیگر ، به زیره پاها ، جا دارند
جنگلبانانِ بی رحمی که ، تیشه به ریشه ی درختان می زنند ...
تبری که ، تیشه بر ریشه ی ، دارد
و ریشه هایی که با هر ضربه ، خمیده تر می شوند
چه کسی می داند ،
مهربانی و انسانیت را کجا دَفن کرده اند که انسان ها
با آهی پُر درد ، می گویند ، حیوانم آرزوست ؟،،،،،،،،،،،کوروش آریایی
- ۶۸۵
- ۲۹ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط