{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت۶
- اگه بهت بگم باید عضو مافیای بندر بشی، اون وقت چی می گی؟*هیچ وقت فکر نمی‌کردم این کلمات را به زبان بیاورم. یا حداقل نمی خواستم به این فکر کنم. نگاهش از متعجب به حالتی حساب گرایانه تغییر می کند*
+ انتخاب دیگه ای هم دارم؟
-*سرم را به علامت نفی تکان می‌دهم*
+پس جواب معلومه
-*سرم را رو به سقف بالا می گیرم و آن خیره می شوم*
-*ذهنم هنوز به خاطر حرفی که زده و پیشنهادی که چاره ای جز قبول کردنش نداشتم در گیر است. همین حالا قبول کردم عضو مافیا باشم و تنها چیزی که می دانم این است که زندگی ام از همین حالا به دو بخش تقسیم شده. قبل از امشب و بعد از امشب. صدایش مرا به خود میآورد*
- فردا صبح با من میایی
+ اوهوم *بین خواب و بیداری زمزمه می کند*
- ببخشید... ببخشم واسه بی مصرف بودن.
+*یه لبخند کوچیک بهش می زنم هر چند می دونم احتمالا فردا آن را به خاطر نخواهد آورد* نگرانش نباش خواهر






میشه اگه کسی می خونه بگه که حداقل بدونم یکی می خونه؟
دیدگاه ها (۰)

پارت ۷+سریع باش، باید بریم *سعی می کنم نگرانی ای که مثل خوره...

پارت ۸-*در دفتر موری را میزنم*+*دو قدم عقب تر از او وقتی صدا...

پارت ۵+*استخوان هایم هنوز به خاطر دیروز درد می کنند اما به غ...

پارت ۴&می خوام دازای اوسامو، برادرت رو عضو مافیای بندر کنی.-...

DarkBlaze p۹:ویو مایک :جنا رو می خواستم ببرم خونم ........وی...

پارت ۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط