{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در من تشنگی ای هست که با هیچ یک از آبهای این هستی مادی ،

در من تشنگی ای هست که با هیچ یک از آبهای این هستی مادی ، سیراب شدنی نیست !

جز با جام مرگ ، که آبی از ابدیت دارد ..

* ای من ! اگر آرزو و امیدی به ابدیت نداشتم ، گوش دل نمی سپردم به ترنمی که این هستی مادی

در حال سر دادن است !

تو به من نشان می دهی که ابدیتی نیز هست ..
دیدگاه ها (۱)

لبخندبزنبرآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را با...

همیشه دعا کنید :چشمانی داشته باشیدکه بهترین ها را در آدم ها ...

کوله بارم بر دوش سفری می‎ ‎باید،سفری تاته تنهایی محضهرکجا لر...

در عجبم ،... که در هیاهوی این عمر فانی ،.... همچون وزغ ابی ،...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :حکایت استدلالی از دی...

جزء الذی لایتجزی

علاقه؛کلمه ای گاهی شگفت انگیز یا گاهی خورد کننده.ولی علاقه ب...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :به قول شیخ بهایی رحمة ا...

بسم الله الرحمن الرحیماز ذهن بشری به ذهن الهی :ذهن های ما مد...

از گِل… تا روح… تا بازگشت او هر چیزی را به بهترین وجه آفریدد...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :درستی شهادت : بنابراین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط