{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیرینکمتومالمنی

#شیرینَکَم_تو_مال_منی
پارت ۷
با صدای مامانم از خواب بیدار شدم
♡دخترم دخترم بیدار شو
+باشه مامان بیدار شدم
♡چمدون هات رو آوردم می زارم تو اتاقت وسایلت رو بچین
+باشه ممنونم مامان
♡خواهش می کنم دخترم
مامانم رفت و من هم بلند شدم یه آبی به دست و صورتم زدم و بعد رفتم که وسایلم رو بچینم
توی اتاقم یه اتاق کوچولو برای جای لباس ها و کفش ها بود
رفتم چمدون هامو باز کردمو اول لباس هامو چیدم
از لباس های مجلسیِ صورتیم تا تیشرت های دخترونه ی صورتیم همه رو به چوب لباسی زدم و چیدم
البته من همه ی لباسام هم صورتی نیست رنگ های دیگه ای مثل قرمز، آبی هم رنگ چشام و زرد که خیلی با پوست سفیدم بهم میاد هم دارم
چیدن لباسام تموم شد رفتم سراغ کفشام
من چون قدم بلند نیست کلی کفش های پاشنه بلند دارم و البته کلی کفش های دخترونه ی اسپرت
اونا رو هم چیدم و خسته روی تخت دراز کشیدم
با صدای مامانم رفتم برای شام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو سر سفره شام
(یادآوریِ علامت ها:
بابای ات:☆
مامان ات:♡
والِریا:=
ات:+)
=بابا کِی بریم برای خرید عروسی
☆بزار تا خانواده جئون فردا بیان خونمون تا باهم تصمیم بگیریم
♡دخترم خوشبخت بشی ایشالله
=ممنونم مامان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو فردا صبح
از زبان ات
صبح بلند شدم و رفتم تا دوش بگیرم
بعد از دوش با یه حوله ی سفید دورم اومدم بیرون و رفتم کنار آینه تا موهامو خشک کنم
۲۰ مین بعد
بالاخره تونستم موهامو خشک کنم و بعد لباسام رو پوشیدم
چون قرار بود برم بیرون پس یه لباس قرمز خیلی گوگولیه ناز پوشیدم
و رفتم تا ناهار بخورم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو بعد از ناهار.......
دیدگاه ها (۲۲)

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۸ویو بعد از ناهاررفتم کفش پوشیدم ...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۹از زبان جونگ کوک ساعت ۵ بود از ش...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۶از زبان ات: توی راه جونگ کوک خیل...

#شیرینَکَم_تو_مال_منیپارت ۵از زبان جونگ کوک: پدرشون داشت اون...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۱۶از زبان ات یونا و سوری و هارا ب...

My little princess Part... 1 ویو ات تو خواب نازنینم بودم داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط