نوروز آمده لاک ناخن سبز سر انگشت شاخه های درختان زده بعضی ...
74^
نوروز آمده ، لاک ناخن سبز سر انگشت شاخه های درختان زده ، بعضی هایشان را هم صورتی یا سفید و یاسی . یادم باشد من هم لاک یاسی بخرم ، شاید به من هم بیاید .
کمی مینای وجود خواندم . مینا زنی ست با گیس های بلند ، چارقد سرخ بت و جقه دار ، آغوشی که بوی نان تازه میدهد . مینا قیمه و آش رشته هایش هوش از سر عاشق میبرند . من که دست پخت خوبی ندارم ، عمری غذای اغذیه فروشی ها را خورده ام . مادرم به من فقط دو رقم غذا یاد داده درست کنم. یکی کتلتی بود که ظهر ها می پخت و یکی نوعی سوپ که آخر شب میخوردیم .
مینا مثل مینای دندان ، مینای وجود راوی عاشق است . سحر قبل از آنکه آفتاب بالا بیاید ، مینا رفته آن طرف روستا ، کیسه آرد بیاورد نان درست کند ؛ اما تشک راوی بوی نان میدهد .
چند شبی مینای وجود را خواندم و دیگر نخواندم . این کتاب مرا شدیدا آزار میداد . راوی معشوقش را داشت ، من نداشتم . تشک او بوی تن معشوق میداد ، تشک من بوی سیگار .
نشسته ام به اتمام ترجمه کتاب جدید اهتمام می ورزم . اسم کتاب را ترجمه کنیم ، باید بگذاریم « علت ته سیگار » . علت ته سیگار این زن ، رنه شخصیت اصلی و راوی داستان ، شوهریست که جنگ جهانی دوم از او گرفته ؛ علت ته سیگار من ، مینا مترجم داستان ، شوهریست که هرگز شوهرم نبوده .
_مینا ، بیست و پنجم مارس ، سال سوم ملاقات با مهرِ وجودم
نوروز آمده ، لاک ناخن سبز سر انگشت شاخه های درختان زده ، بعضی هایشان را هم صورتی یا سفید و یاسی . یادم باشد من هم لاک یاسی بخرم ، شاید به من هم بیاید .
کمی مینای وجود خواندم . مینا زنی ست با گیس های بلند ، چارقد سرخ بت و جقه دار ، آغوشی که بوی نان تازه میدهد . مینا قیمه و آش رشته هایش هوش از سر عاشق میبرند . من که دست پخت خوبی ندارم ، عمری غذای اغذیه فروشی ها را خورده ام . مادرم به من فقط دو رقم غذا یاد داده درست کنم. یکی کتلتی بود که ظهر ها می پخت و یکی نوعی سوپ که آخر شب میخوردیم .
مینا مثل مینای دندان ، مینای وجود راوی عاشق است . سحر قبل از آنکه آفتاب بالا بیاید ، مینا رفته آن طرف روستا ، کیسه آرد بیاورد نان درست کند ؛ اما تشک راوی بوی نان میدهد .
چند شبی مینای وجود را خواندم و دیگر نخواندم . این کتاب مرا شدیدا آزار میداد . راوی معشوقش را داشت ، من نداشتم . تشک او بوی تن معشوق میداد ، تشک من بوی سیگار .
نشسته ام به اتمام ترجمه کتاب جدید اهتمام می ورزم . اسم کتاب را ترجمه کنیم ، باید بگذاریم « علت ته سیگار » . علت ته سیگار این زن ، رنه شخصیت اصلی و راوی داستان ، شوهریست که جنگ جهانی دوم از او گرفته ؛ علت ته سیگار من ، مینا مترجم داستان ، شوهریست که هرگز شوهرم نبوده .
_مینا ، بیست و پنجم مارس ، سال سوم ملاقات با مهرِ وجودم
- ۱.۷k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط