{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساس غرور میکردند که قرار است از محلهشان محافظت کنند

احساس غرور می‌کردند که قرار است از محله‌شان محافظت کنند. محله‌ی شلوغی نبود، و طبعا ساعت ۱۰ شب، تردد ماشین کم. برای همین قرار گذاشتند نوبتی به ماشین‌ها تصویر حضرت آقا را هدیه کنند.

۱۳ اسفند ۱۴۰۴_ قم
✍️ #فاطمه_سادات_هاشمی
#روایت


#وحدت #وحدت_ملی #اتحاد #اتحاد_مقدس #برای_ایران #برای_ایران
دیدگاه ها (۰)

سنندج روزگاری بخشی از جان من بود. دوران دانشجویی‌ام را آنجا ...

فکر نمیکردم جمهوری اسلامی اینقدر طرفدار داشته باشد!امروز هفت...

قرار بود مردم حسینیه‌ی کنار گذر اتوبان امام علی ع را سیاه‌پو...

پشت میز تحریر نشسته بود و مداد به دست چیزی می‌نوشت.گفتم: «زه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط