تو بادبادک بازیگوشی بودی
تو بادبادک بازیگوشی بودی
که با دنباله ی عطرش
هر روز
از خیابان نوجوانیام می گذشت
و من کودکی که می دوید،
می دوید،
می دوید... و نمی رسید.
کودکی که موهایش جوگندمی شدند،
اما هرگز نخواست بزرگ شود
چرا که بزرگ شدن،
فراموش کردن تو بود!
من کودکی بودم که تمام عمر
می دوید و دست تکان می داد،
برای بادبادکی
که با بادها می رقصید،
و او را نمی دید.
"یغما گلرویی"
که با دنباله ی عطرش
هر روز
از خیابان نوجوانیام می گذشت
و من کودکی که می دوید،
می دوید،
می دوید... و نمی رسید.
کودکی که موهایش جوگندمی شدند،
اما هرگز نخواست بزرگ شود
چرا که بزرگ شدن،
فراموش کردن تو بود!
من کودکی بودم که تمام عمر
می دوید و دست تکان می داد،
برای بادبادکی
که با بادها می رقصید،
و او را نمی دید.
"یغما گلرویی"
- ۳.۷k
- ۲۰ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط