{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Knife Dead

Knife Dead
ادامه پارت قبل

جونکوک نگاه ای به جو هیوک انداخت و ریلکس گفت
جونکوک: بازم تنه همه میخاره ... باید نشون بدم که برگشتم
جوهیوک: درسته باید همچنین کاری بکنی مگرنع رو سرت آوار میشم بعد نگی جو نگفته
جین وو : نه نمی‌گم
جوهیوک: منظورم با تو نیست
جین وو : بی ادب ...
جونکوک کلافه گفت ..... : خفه چیزی نشوم ... برای فدا شب جشن بزرگی بگیریم تمام باند های معروف رو دعوت کنید از پول شویی گرفته تا دست یارشون
جین وو : خب .....
جونکوک: خوب همه حتما بچه همسری دوست دختری چیزی دارن اونا رو از خونشون بیرون میبرید مگه نه جین وو اونا با تو
جین وو : حتما
جونکوک به صندلی پشت اش تکیه داد و روبه جوهیوک کرد ..... جونکوک: نظرت راجبه جسد قلابی چیه ها میتونی ردیفش کنی ؟
جوهیوک: معلومه که میتونم ... ولی درست بگو من دیر میگیرم
جونکوک نگاهی عصبی بهش دوخت و گفت
جونکوک: منتظر بودم کی این حرفو بگی .... اوکی شد جین وو در عرض نیم ساعت باید همه اونایی که بیشتر از خونشون براشون عزیز هستم رو ببری جای خالی ... جوهیوک بر اسر همه اونا باید همون اندازه به همون شکل جسد مرده پیدا کنه تو خونشون جایگزین کنه ..... جوهیوک سری تکون داد و با چشم های ریز گفت ..... جوهیوک: پس باید از الان دست به کار شما و بفهمم که چند نفر هستن و کجا زندگی میکنند تا کار راحت تر شه
جونکوک تکیه اش را از صندلی گرفت و گفت
جونکوک: مراقب باشید مراقب همه میز کاساکان باشید

نگاهی به زخم رو بدنش انداخت خدا رو شکر کرد که خونریزی نکرده باشه این همه درد داشت ولی خونریزی ای نداشت شیر آب را باز کرد و زیر آب گرم ایستاد پلک هایش رو هم گذاشت ... چقد از این حالت خودش متنفر بود خسته و کوفته نیاز به خواب داشت خواب ای که. انگار خیلی وقت بود که سرش را روی بالشت نگذاشته بود اما .....
اما این خواب نبود این نیاز های عشق بود با یاد آوری آن دختر کلافه سمتش شامپو رو اپن قدم برداشت .....

تقی به در زد و منتظر شنیدن صدا آن دختر شد ...
ات: بیا
لبخندی زد و آروم در را باز کرد لای در تنها سرش را وارد اتاق کرد و گفت
جوهیوک: میتونم بیام ؟
دخترک نیم خیز شد و رو تخت نشست با لبخند گفت ....ات: بیا
جوهیوک وارد اتاق شد و با حرکت خفن صندلی را سمته تخت برد با کنی فاصله از لبه تخت روش نشست نگاهی سر تا پا به دخترک انداخت و گفت
جوهیوک: حالتون چطوره ؟
دخترک نگاهش سر خورد رو شکم اش و با لبخند آروم و بی حال گفت
ات: هم من خوبم هم جی جی
جوهیوک از شنیدن اسم جی جی لبخندی زد و گفت
جوهیوک: خب این جی جی دختره یا پسر ....
دختره لبخندی زد و آروم دستش را روی شکم اش گذاشت
ات: نمی‌دونم نرفتم دکتر
جوهیوک: میدونی ات ... اگه جونکوک خبر دار بشه کار سخت تر میشه
دخترک لبخندی محو شد و با گیچی‌و کمی هم نگرانی گفت
دیدگاه ها (۲)

Knife Deadادامه پارت قبل جوهیوک: جونکوک لجباز رو نمیشناسی حر...

ادامه پارت قبل جونکوک: عه زبون باز کردی دروغگو دخترک نگاهی ب...

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart 108 …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷجوهیوک : مگه مستی ها ...

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart 107 …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷوقتی برای اولین بار د...

سیب سرخ

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے¹²تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط