{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز قيامت به خاطر بار سنگين گناهام گفتم خودم محترمانه برم

روز قيامت به خاطر بار سنگين گناهام گفتم خودم محترمانه برم جهنم.داشتم ميرفتم كه يكى از ملائكه داد زد:كجا؟ گفتم دارم ميرم جهنم. گفت اهل كجايى؟گفتم:!خوزستان!!گفت بيا برو بهشت، فكركردى تاحالا كجا بودى بدبخت بيچاره
به افتخار شرجیهای پیش رو!!!!!☺
دیدگاه ها (۱۱)

Which one part 19ج. تو نیلا رو دوست داری ؟ یه لحضه برگشتم و ...

پارت ۵لبخندی زدم میز صبحانه نشستم نون تست رو برداشتم و کمی ر...

《برادره ناتنیم》(پارت ۴)ویو ا/تاون بابام بود یعنی بابام اینجا...

Heir of Light and Darknesspart : 7به سمت حمام رفت، وان آب و ...

★ازدواج اجباری...p²یونگی:صبح کنار هانا از خواب بیدار شدم...خ...

بادشکن p۱ویو میزوکی: داشتم برای خودم میرفتم که دیدم یه گوشه ...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟒 🪽🖤𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این بار من دنبالت گ...

Multi-Part: 7When you were pregnant, you went to the gym wit...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p15ویو هیونجین اونو با ۱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط