{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با چشمان بسته میبینم

با چشمان بسته میبینم
بدی ها را، حسد ها را
اشک ها را، رشک ها را
خوبی ناگهان گم شد
در این غربت
فراقی است
غم است حس غریبی است
در این غربت
چشم ها بسته، صدا خاموش..
#
دیدگاه ها (۱)

ورق بزنید.....

عاشقانه های شبنم

اتــاق 𝟕𝟎𝟕⁴«بالاخره برگشتی...»جونگکوک همون‌جا وایساد.«چی؟»پی...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟎ویو راوی🎀همه‌چیز تاریک بود. ...

پادشاهی شب''مجازات روز''رستگاری سپیده دمشهر ها داستان های زی...

تقویت بینایی و سوی چشم(قسمت دوم)از بهترین راههای تقویت بینای...

چشم تیله ای تقریبا مدت زیادی میشد که تو جنگل انبوه از درخت و...

غمگین شددختری که به خنده معروف بود

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁰ویو: اتدو روز گذشته بود...دو روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط