{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دسـت هایم تـو را می بینند...

دسـت هایم تـو را می بینند...
چشـمانم لمسـت می کنند...

و لبهـایم تـو را می بوینـد...!
اجـزایم گُم شـده اند!

حکایـت تنهـایی روزهاسـت که با ماســت...

از خـودم جـدایم
تنــها!

اما به تـو پیوســته!

 پیـوندم بزن...
دیدگاه ها (۲)

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

در تمام عصرهای تنهایی امنبودنت می شود تبِ جانسوز می آید و می...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

نقطه صفر مرزی

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

فصل ششم: طلوعِ عصرِ جدیدنورِ خیره‌کننده به آرامی فروکش کرد. ...

«در نگاهت، تمامِ جهان‌هایِ گم‌شده را یافتم، در لبخندت، میانِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط