{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کیا یادشونه؟

کیا یادشونه؟
یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
روبه روی بچه ها
قصه گو نشسته بود
قصه گو قصه میگفت
از کتاب قصه ها
قصه های آشنا
قصه باغ بزرگ
قصه گل قشنگ
قصه شیر وپلنگ
قصه موش زرنگ
آقای حکایتی اسم قصه گوی ماست
زیر گنبد کبود شهر خوب قصه هاست...
دیدگاه ها (۲)

👑 پارت اول | دعوت‌نامه‌ای از قصربوسان، ساعت شش عصر.صدای پیان...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p70لبخند هوانگ آروم محو شد._«پس بریم درب...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

Custom bride part : 7

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

🦋🦋+یکی+بود+یکی+نبودزیر+گنبد+کبودروبروی+بچه+هاقصه+گو+نشسته+بو...

آقای حکایتی اسم قصه گویی ما .........آقای حکایتی قصه گویی ده...

تیتراژ تلویزیونی سریال زیر گنبد کبود (شبکه آموزش) با صدای رز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط