{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⬇ ⬇ ⬇ ⤵ ⤵ بیصدا فقط بخون⬇ ⬇ ⬇ ⤵ ⤵

⬇ ⬇ ⬇ ⤵ ⤵ بیصدا فقط بخون⬇ ⬇ ⬇ ⤵ ⤵

امروز سوار یه تاکسی شدم
صد متر جلوتر یه خانمی کنار خیابون ایستاده بود راننده‌ی تاکسی بوق زد و خانم رو سوار کرد
چند ثانیه گذشت
راننده تاکسی : چقدر رنگِ رژتون قشنگه
خانم مسافر: ممنون
راننده تاکسی : لباتون رو برجسته کرده
خانم مسافر سایه بون جلویِ صندلی راننده رو داد پایینُ لباشو رو به آینه غنچه کرد
خانم مسافر: واقعاً
راننده تاکسی خندید با دستِ راست دستِ چپِ خانم مسافر رو گرفتُ نگاه کرد
راننده تاکسی : با رنگِ لاکتون سِت کردین واقعاً که با سلیقه این تبریک میگم
خانم مسافر : وای ممنونم چه دقتی معلومه که آدمِ خوش ذوقی هستین
تلفنِ همراه من زنگ خورد و اون دو نفر گرمِ حرف زدن بودن ...
موقع پیاده شدن راننده‌ی تاکسی کارتش رو داد به خانم مسافرُ گفت هرجا خواستی بری،اگه ماشین خواستی زنگ بزن به من
خانم مسافر کارت رو گرفت یه چشمکِ ریزی هم زد و رفت ...!!
این رو تعریف نکردم که بخوام بگم خانم مسافر مشکل اخلاقی داشت یا راننده تاکسی فقط میخواستم بگم تویه این چند دقیقه ممکنه کمتر کسی از ما به ذهنش رسیده باشه
"که راننده ی تاکسی هم یک خانم بود" ...؟!

حواسمون به تفکراتی باشه که از قبل و بدون دلیل منطقی قضاوت رو بوجود میاره ... .
دیدگاه ها (۲۸۵)

❤ ❤ ❤ تجربــــی ❤ ❤ ❤

امتحان دارم ...❤ ❤ ❤ 💐 💐 دعا فراموش نشه....عاشقتونم...❤...

دوستان به نظﺮﺗﻮﻥ ﻭﯾﻼﻣﻮ ﺗﻮ مادرید ﺑﻔﺮﻭﺷﻢ و ﺑﺮﻡﺳﻮﺍﺣﻞ ﭘورﺗﻮﺭﯾﮑﻮ...

‏+ دیدی وقتی توی خونه کسی زندگی نمی‌کنه خونه سرد می‌شه؟- آره...

پارت ۲

پارت: 32 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد، در حالی که یه...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p4«صورتشو می‌بینی؟»نینا سرش رو تکون داد.«...

True Love①⑤این وسط عوضی خیانکار منم... سرم خیلی درد میکرد نم...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

پارت سیزدهم شب کنار ساحل نشستیم.سرم رو روی شانه‌ی جونگکوک گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط