{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.. ...:

.. ...:
من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندے
مشت بر مهره ے تنهایے من پیچاندے

مهر دستان تو دنبال دعایے مےگشت
بارها دور زدے ذهن مرا گرداندے

ذکرها گفتے و بر گفته ےخود خندیدے
از همین نغمه ے تاریک مرا ترساندے

بر لبت نام خدا بود ، خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندے

دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ےایمان خواندے

قلب صد پاره ے من مهره ے صد دانه نبود
تو ولے گشتےو این گمشده رالرزاندے

جمع کن رشته ےایمان دلم پاره شدست
من که تسبیح نبودم تو چرا چرخاندے؟
دیدگاه ها (۱)

شعر : تسبیح من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی مشت بر مهره تن...

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندیمشت بر مهرهٔ تنهایی من پیچان...

من که تسبیح نبودم تو چرا چرخاندی؟مشت بر مهره تنهایی من پیچان...

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندی مشت بر مهره ی تنهایی من پی...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندی, مشت بر مهره تنهایی من پ...

من که تسبيح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهايی من پيچا...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهایی من پیچا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط